پرويز اذكائى

136

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

بارى ، آنچه در باب تسخير دژنپشت‌هاى ايران توسّط اسكندر مقدونى ، تصرّف كتب و انتقال علوم ايرانى به يونانى ؛ و سپس سوزاندن ما بقىِ آنها قبلا به نقل از « دينكرد » و ديگر متون پهلوى و تواريخ دورهء اسلامى گذشت ، تقريبا به‌طور مشروح در كتاب مفقود « نهمطان » ( - تاسوعات ) ابو سهل نوبختى دانشمند بزرگ ايرانى ( سدهء 3 ق ) آمده بوده است ، كه ابن نديم همچون سرگذشت‌واره‌اى از كتاب و علم در ايران باستان ، طىّ مقالهء هفتم كتاب خود با عنوان اخبار فيلسوفان طبيعى و منطقى از زبان دانشمندان ايرانى آورده ، اينك به اختصار از اين قرار است : « رشته‌هاى دانش و انواع كتابها بيش گرديده ؛ و مسائل عمدهء نجوم از آن‌گونه امورى است كه سبب‌هايى در پيدايى آنها مترتّب بوده است . اين دانش را بابليان در كتابهايشان بشرح آوردند ، مصريان از آنان فراگرفتند و هنديان در سرزمين خود به كار بردند . اما در باب شناخت جهان ، آغاز و فرجام آن ، چگونگى حال مردمان ، جايگاه‌هاى سپهرى و آسمانى ، راه‌ها و درجه‌ها و دقيقه‌ها ، منزل‌هاى زبرين و زيرين آنها ، همهء اين آگاهىها در روزگار پادشاهى جم بن ويونگهان پديد آمد ، آنها را دانشوران شناختند و در كتابها نهادند . همچنان بود تا روزگار ضحّاك يا دهاك كه در سرزمين « سواد » ( - ميان‌رودان جنوبى ) شهرى به نام ستارهء « هرمزد » ( - يعنى « بابل » را ) بساخت ، دانشمندان را در آن گردآورد ، دوازده كاخ بر شمار برج‌هاى آسمانى بنا كرد و به نام همانها ناميد ؛ و از كتاب‌هاى دانشوران گنجينه‌اى ساخت . به روايت ديگر ، هفت خانه بر شمار ستارگان ( رونده ) هفتگانه بنا كرد ، كه هر خانه را ويژهء دانشورى نمود . خانهء « تير » را از آن هرمس كرد ، خانهء « هرمزد » را به تينكلوس بابلى داد ، خانهء « بهرام » را به طينقروس بابلى سپرد ؛ و مردم را فرمانبردار ايشان كرد . ليكن در ميان آنان اختلاف افتاد ، هرمس - كه خردمندترين و داناترين ايشان بود - به سرزمين مصر رفت . در آنجا به پادشاهى رسيد ، و دانش خود نمايان ساخت . اسكندر پادشاه يونان كه به تسخير ايران‌زمين بيامد ، « دارا » پادشاه ايران را كشت و بر كشور او چيره گشت ؛ شهرهاى آنجا و ساختمان‌هاى پادشاهان را يكسره ويران كرد ؛ و همهء دانش‌هاى نگاشته شده ، سنگ‌نوشته‌ها و چوب‌نوشته‌ها را از ميان

--> - شهريارى ( كناوت ) ، ص 13 .