پرويز اذكائى

97

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

سريانى ترجمه كرده ؛ مقولهء « تغيير » ( - يتك وهيريه ) هم برابر اصطلاح يونانى وضع گرديده است . نيز ، كلمهء « چهر » - يعنى پيكر كه بسيار ذكر مىشود ، معادل بالغت يونانى « هيدوس » وضع شده ؛ موضوع « جان » - مثلا در آتش كه همان روشنايى است - اصطلاحا « بوى / بوذ » ( - استشمام ) باشد ، كه جزو نگره‌هاى افلاطون و امپدوكلس و ارسطو آمده است . تقسيمات گروه جسمى ( تنى كرتيك ) برحسب مواد عنصرى ( پيشگفته ) كه در متون پهلوى آمده ، همانا آموزهء بقراط باشد كه طىّ رسالهء « دربارهء تن آدمى » بيان گرديده است . نظريهء روان جانورى يا روح جهان ، با آنكه به مثابهء موضوع فلسفى « گوشورون » يسناى كهن زردشتى - يعنى كهن‌تر از افلاطون و ارسطو - بسيار معروف است ، هم از مقولات ارسطويى ياد شده ؛ شبههء قوى اينجاست كه گويى همهء اين‌ها از دماغ حكيم ارسطو تراوش كرده ، حال آنكه حقيقت امر واقعا چنين نبوده است . استاد بيلى بىآنكه خود را با آموزه‌هاى مغان ماد باستان آشنا كند ، يا اشارتى گذرا هم به تأثيرات ايرانى - مغانى بر فلاسفهء يونانى نمايد ، در پيوست‌هاى كتاب خود كم‌لطفى و بىعنايتى را تمام كرده ، گويد كه نظريات ما قبل مسيحى « لوگوس » از هراكليتوس افسوسى ، فيلون اسكندرانى و حكماى رواقى نبايد فراموش شود ؛ چه بسا اين آموزه فقط توسط يك هيئت مسيحى در مشرق انتشار پيدا كرده است » . « 1 » انگار كه ايرانيان هيچ‌وقت دماغ فلسفى نداشته ، هيچ‌گاه به ساختار گيتى يا جهان و آنچه در اوست نينديشيده ؛ و بدين حكمت نرسيده بودند تا آنكه در پى ترجمهء كتب يونانى ، خداوند در حقّ ايشان نيز تفضّلى فرمود كه بدان معانى و مفاهيم هدايت شدند . البتّه يونانيان - چنان‌كه در بهترين توصيف از ايشان به عبارت ابو ريحان بيرونى ايرانى آمده است كه « در هرچه بدان مىپردازند ، از كوتاه‌ترين راه و نزديك‌ترين آن به حقيقت مىروند » « 2 » ، در انسجام فكرى و « نظام » سازى فلسفى و منطقى كردن تعقّلات مربوطه ، يعنى همان كوتاه كردن طريق وصول به حقايق سردستهء انديشمندان جهان در سده‌هاى ميانه شدند . اما ايرانيان - به گفتهء شادروان اقبال لاهورى - اگرچه برجسته‌ترين امتياز معنوى ايشان همانا گرايش به تعقّل فلسفى است ، بااين‌همه ، پژوهنده‌اى كه بخواهد

--> ( 1 ) . Zoroastrian Problems , PP . 82 , 84 , 87 - 88 , 90 - 91 , 98 , 105 , 111 , 228 . ( 2 ) . تحديد نهايات الاماكن ( ترجمهء استاد احمد آرام ) ، ص 110 .