پرويز اذكائى
مقدمه د
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
ايشان فراموش گشته و رسومشان انقطاع پذيرفته ، اينك ما جز اندكى از بزرگوارى و فرازمندى ، برترى و ارج و والايى ، سرى و سرورى و گندآورى ايشان ياد نتوانيم كرد » « 3 » . با اين حال ، هستند كسانى كه حتى در زمان ما وقتى كه اسم ايران باستان در مقام بيان سرچشمههاى معارف اسلامى به ميان مىآيد ، گويى خارش و مالشى به جانشان افتاده ، يا كراهت سمع پيدا كردهاند . همانطور كه ديو ازبسم اللّه گريزان است ، اسم ايران چون خار در چشم نابخردان مىخلد ، پيوسته نگران از واهمهاى بىنام و نشان رنج مىبرند . در حالى كه تاروپود وجود مثالى و حضور عينى و فكريشان رشته و سرشته از آب و گل همين كهن خاك و سرزمين مقدس است ، از آبشخور فرهنگ و مدنيّت چند هزار سالهء همين ملّت شريف دينمدار دانشكار ، بنمايهء هستى و جانمايهء زندگى يافته است . ملاحظه مىشود كه هم در مبادى معارف اسلامى اگر يك مستشرقنماى غربى يا يك عربزدهء سنّى ، منابع يهودى و يهوديّت و مسألهء اسرائيليات را مطرح كند ، هيچ ايراد و اشكالى على الرسم بر او وارد نباشد ، بل همان لاطائلات اجنبىپسند را به سمع قبول و رضا برمىگيرند ؛ و چون وحى منزل بىهيچ رفض و نقدى تفوّه بدان را جايز شمرده ، مثل نقل و نبات در نوشتهها و گفتهها نقل و روايت مىكنند . اما اگر نويسندهء دلسوختهء وطنخواه و حقيقتجويى گاهى عنصرى از اجزاء كلامى يا فلسفى يا معرفتى را مؤوّل به معارف ايران باستانى نمايد ، احيانا دانشها و انديشههاى نياكانى و سرچشمههاى ايرانى را محتمل بداند ، جز اين غالبا تعبير نمىگردد كه اين قبيل چيزها از مقولهء « مجوسيّت » است ؛ پس روى درهم مىكشند و چهره پرچين و جبين پرآژنگ ، كه نبايد از اين حرفها زد و فكرها كرد ، چندانكه « تو گويى فرامرز هرگز نبود » . اينان ، نادانسته ، اسلام و تاريخ تمدّن اسلامى را از بارهاى گرانمايهء فرهنگىاش - كه يكسره انگ و رنگ ايرانى دارد - تهى مىكنند و يا تهى مىخواهند ، آنان نادانسته و از سر جهل و تعصّب كور يا بىسوادى اسلام را لايهسازى و قالبى و پوشالى مىكنند ؛ در بهترين حالات ، آنجا كه بايد به صراحت و روشنى و با شجاعت و آشكارا سخن از سرچشمههاى ايرانى معارف اسلامى و مبادى ما قبل اسلامى به ميان آورد ، چنان اكراه مىورزند يا مطلب را طورى لاپوشانى مىكنند و درز مىگيرند ، به عمد يا به سهو پردهء استتارى از دود جهالت و بىفرهنگى ، غيرپرستى و يهودمآبى و اجنبىگرايى در برابر اذهان و ابصار مىكشند كه آدمى حيرت مىكند و به شكّ مىافتد كه آيا اينها ايرانىاند يا وهّابى ؟
--> ( 3 ) . التنبيه و الاشراف ، طبع دخويه ، ليدن ، ص 6 و 105 .