پرويز اذكائى
87
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
( - ايدهآليستى ) خود را از مكتب « مينوگرايى » مغان ايران قديم سلخ و انتحال كرده ، بلكه از اين بابت هم بايد باشد كه مغز فلسفهء واقعگرايانه ( - رئاليستى ) مغان را بدور افكنده ، پوست و استخوان « پندارگرايانه » را برگرفته يا به عبارت ديگر آن را كلّهپا كرده است . به قول ماكوولسكى « افلاطون موفّق نشده است كه ميان عالم مثل و جهان پديدارها پلى بسازد و رابطهء روشنى برقرار نمايد » « 1 » . حال آنكه در فلسفهء « مغى » بين اين دو - جهان فرورى و گيتى ( - جهان مادى ) - پيوند استوار و روشنى برقرار است ، چندانكه انفكاك آنها در نظام « هستى » انديشيدهء ايشان امكانناپذير نمايد . گذشته از اينها افلاطون كه اساسا خود را تالى زردشت سپيتمان پنداشته ( - رسالهء الكبيادس ) انديشهء « روح جهانى » را هم در كتاب تيمائوس يكسره از تعاليم مزدايى برداشته ؛ و جز اينها كه مشهور است « 2 » . راستى آنكه ما مىخواهيم به سبب ضيق مجال و دور نشدن از مقصود ، پروندهء تأثيرات دين يا حكمت ايرانى بر فلسفه و علم يونانى را در اينجا ببنديم ، و به همين اشارات گذرا بسنده كنيم . ولى از براى تاريخ فلسفه در ايران باستان - و لو در حدّ همين اشارتها - ظاهرا نمىشود سرسرى از مواد يونانى گذشت ، مراد ما - اشتباه نشود - مواد ايرانى در صورت يونانى آنهاست . يك دانشمند آكسفردى كه بههرحال يونانى مآب است تا ايرانىگرا ، « ال . اچ . ميلز » تعبير جالبى دارد وقتى كه تقريرات خود را در مقايسهء اوستاى زند با متون مقدّس ما قبل مسيحى تدوين نموده ، اسم كتابش را چنين گذاشته : « دين خود ما در ايران باستان » ( ليپزيك ، 1913 و 1977 ) . اينك فروهران حكماى « غارتشدهء » ما در ايران باستان بر فراز اين خاكدان سرگردانند ، آن ارواح طيّبه هرگز و بههيچرو دعاوى نابحقّى ندارند ، سهل است ، كه قدر و ورج و كرامندى انديشههاى تابناك يونانى را هم منكر نباشند ، و مىستايند ؛ ولى آيا ما نيز بر همان قياس حقّ نداريم كه بگوييم « فلسفهء خود ما در يونان باستان » ؟ شاگردى كردن فيثاغورس در نزد مغان ايران ، شاگردى كردن دموكريتوس در نزد ايرانيان ؛ و روابط افلاطون با مغان كه ديوژن لائرتى ( ج 4 ، باب 7 ) هم ياد كرده خود مشهور است . در خصوص نظريات عناصر اربع ، نگرهء آبى را طالس
--> ( 1 ) . تاريخ منطق ، ترجمهء فريدون شايان ، ص 103 . ( 2 ) . تاريخ مردم ايران ( زرينكوب ) ، ج 1 ، ص 228 / دينهاى ايران باستان ( نيبرگ ) ، ص 30 / شهر زيباى افلاطون ( مجتبايى ) ، ص . . . / آيين شهريارى در شرق ( ادى ) ، ص 7 . . . / Papers on Iranian subjects , p . 22 .