السيد أحمد الحسيني الاشكوري
74
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
قصيده را در التجا به ولى عصر عليه السلام گفته است : من به غير از آل طه هادى و رهبر ندارم * زاد راهى جز ولاى آل پيغمبر ندارم هركسى نازد بناز و نعمت و عنوان دنيا * جز نياز اين روسيه بر درگه داور ندارم روز و شب در انتظار مقدم محبوب يزدان * مهدى صاحب زمان من حاجت ديگر ندارم اى امام منتظر خود آگهى از حال زارم * تا بود جان بر تنم از مهر تو دل برندارم ريزهخوار خوان احسان توأم اى قطب امكان * من ولى نعمتى از حضرتت بهتر ندارم تا سپردم دل به تو از خلق عالم دل بريدم * دلربائى كردى و من غير تو دلبر ندارم كى شود روزى كه من ديدار زيباى تو بينم * وانگه از دامان جودت دست حاجت برندارم روسياهم بىپناهم غرق عصيان و گناهم * شرمسارم سربهزيرم توشهء محشر ندارم از تو دارم من اميد دستگيرى در دوعالم * شافعى جز دودمان ساقى كوثر ندارم گرچه هستم روسيه اما سگ اين آستانم * زار و حيران جز لقايت شورى اندر سر ندارم حكيم قبلى محمد فرزند عبد الغفور خوئى تبريزى پزشك خاص ناصر الدّين شاه قاجار ، جامع بين طب قديم و جديد ، اصلا خوئى و در تبريز سكونت گزيد و به « حكيم قبلى » نام بردار بود ، داراى انشائى نيكو و اشعارى بلند ، كتابهاى « انوار الناصريه » و « مجمع الحكمتين و جامع الطبين » و « تعليمنامه » و « درّ مكنون » و « قرابادين » و « شرح قصيده بانت سعاد » از اوست . در آغاز ترجمه قصيده بانت سعاد گويد : شد دور ز من سعاد آن سرو بلند * دل در تپش امروز سقيم است و نژند مغلول و مقيد است زان سان كه ورا * كس فديه نداده تا رهاندش از بند