السيد أحمد الحسيني الاشكوري

69

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

ترك و تازيك و عرب ار مؤمن ار كافر بود * كرده است هريك از ايشان حمد حق ورد زبان كعبه و بت‌خانه و دير و حرم هرجا كه هست * عالمى را رو بسوى اوست كش نبود مكان مقصد و معبود او هر چيز « شىء » صادق است * جمله را هستى از آن كو را نمىباشد نشان حزينى سيد مير محمد فرزند ابو طالب موسوى استرآبادى دانشمندى است جامع ، اديب نيكونگارش ، از شاعران سدهء دهم ، دوستدار اهل بيت عليهم السلام ، داراى تأليفاتى متعدد چون « تفسير آية الكرسى » و « سرور النساء » و « حدائق اليقين » و « حديقة الرياحين » و « شرح خطبة البيان » . از اوست : از بعد دلايل الهى * با شرح و بيان آن كما هى معلوم شدت كمال آن شه * كز رفعت او شدى تو آگه يعنى كه على ذى المعالى * دين‌پرور و سرور اعالى غواص لآلى معارف * نقاد جواهر عوارف لطف حق و مظهر عجايب * مستظهر مظهر غرايب آن كس كه به او كند تولا * مؤمن بود و ز اهل تقوى صد باره اگر كنى تولا * مؤمن نشوى تو بىتبرا و در ترجمه گفتار مولا امير المؤمنين « أنا يعسوب الدّين » گويد : منم سلطان دين و شاه مردان * امام و پيشواى اهل ايمان