السيد أحمد الحسيني الاشكوري

61

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

و ادبى اشتغال ورزيد ، داراى خطى خوش و انشائى نيكو بود ، بيشتر شعرش را دربارهء معصومين عليهم السلام مىسرود با تخلص « ثريا » و گاهى « مجد » . تا سال 1312 زنده بود . از او است : به خاك پاى نكويان مراست روى نياز * بكيش اهل دل اين‌گونه واجبست نماز ز هر دو كون ترا بىنياز گرداند * براستى كنى ار سوى دوست روى نياز كند چو يار حجازى عراق را آهنگ * مخالف است كس ار رو كند بسوى حجاز ز خواجگان جهان چشم بندگى دارم * بيمن عاطفت خواجگان بنده‌نواز چو باز ديده فروبستم از همه عالم * برويت اى شه خوبان چو ديده كردم باز حديث عشق نشايد بدل نهفت بلى * نمىتوان همه‌كس را گرفت محرم راز مرا ملامت از عشق تست بىحاصل * سبكتكين نكند ترك دوستى اياز شب فراق تو بنمود رو بكوتاهى * غروب كرد مرا آفتاب عمر دراز رقيب گرد تو پروانه‌وار گشت و چو شمع * گذشت عمر ( ثريا ) همه به سوز و گداز ثمر ميرزا حسين فرزند محمد على انصارى اصفهانى اديب اريب ، منشى مورخ ، داراى آثارى بسيار به نظم و نثر ، واقف به بعضى از زبانهاى اروپائى ، بعضى از مجلدات كتابش « تاريخ جنگ شرق اقصى » را به سال 1329 بپايان برد . جائسى سيد عبد اللّه رضوى جائسى هندى اديب فاضل ، به فارسى و اردو شعر مىگفت ، قصيده‌اى در سوگ امير سرهنرى منكمرى در سال 1274 سروده است .