السيد أحمد الحسيني الاشكوري
52
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
دانش اندوخت و ساعتهاى فراغت را به مطالعه كتب قدما و معاصرين مىگذراند ، در جنبش مشروطه شركت جست و در آزادىخواهى كوشش داشت . به سال 1244 ش در همدان چشم بدين جهان گشود و 1314 ش در همان شهر درگذشت . در غزلسرائى سبك جديد و مخصوص به خود اختيار نمود ، تخلصش در بعضى شعرها « پوينده » و برخى « مجاهد » بود ، مراد وى از « مجاهد » مجاهدت در برقرارى حكومت مشروطه ، و مراد از « ديمى » نداشتن وسائل تحصيل و سوادآموزى خود مىباشد . اين غزل را به مناسبت جشن نيمهء شعبان در التجا به حضرت حجت عليه السلام سروده است : سلام جميع نثار قدومت اى شه شاهان * بس است چهرهگشائى نما به عالم امكان غريو ولولهء هولناك عصر تمدن * كشيده پردهء تاريك بر مدارك انسان بيا و نور حقيقت فشان بر آدم خاكى * نجات بخش ز گفتار و پند قصهسرايان بيا بيا كه هجوم علوم علم صنايع * براى كمخردان نقض عهد كرده و پيمان بيا و شرح بفرماى قول جد كبارت * كه روح علم شود تازه زان معانى و برهان نخست علم « 1 » بدن گفت آن حكيم الهى * كه ثانويش بود علم نوشداروى اديان بيا و سعى و عمل را دوباره درسى بما ده * كه سلب كرده ز ما مهملى شرافت انسان بيا كه جمله ضعيفان كنيم سوى تو افغان * كه امر و نهى تو باشد تمام معنى قرآن بيا بمذهب و آئين جعفرى نظرى كن * فروغ تازه ببخشاى بر دروس دبستان پيرايه ميرزا محمد فرزند اسد اللّه لك سلماسى صوفى ذهبى ، فاضل اديب شاعر با تخلص « پيرايه » ، از اشعار خود اين قصيده را با
--> ( 1 ) . اشاره به حديث « العلم علمان علم الأبدان و علم الأديان » .