السيد أحمد الحسيني الاشكوري
42
شاعران فارسى سرا ( فارسي )
گاهى در لاهيجان مىزيست ، منشئات و اشعار خود را در جنگى فراهم آورده است . در ستايش بارىتعالى گويد : آنكه قبول سخن از نام او است * نام و نشان همه ز انعام او است تيغ زبان را برش نطق داد * بر سر دل افسر عزت نهاد ناطقه روشنگر معنى نمود * زنگ ز آينهء دلها زدود چهرهء وحدانيتش بىنقاب * در نظر معرفت شيخ و شاب جنس طلب را بحريمش رواج * شاه و گدا را بدرش احتياج مرحمتش حوصلهبخش گناه * مغفرتش مُهر لب عذرخواه بدر لاهيجى سيد احمد لاهيجى از دانشهاى عقلى بهره داشت ، عارف صوفى شاعر با تخلص « بدر » ، شعرهايش انتقادى و خالى از طنز و شوخى نيست ، از دانشمندان اوايل سدهء چهاردهم و ديوان خود را به سال 1310 گرد آورد . از او است : به رهروان محبت دهيد تسليتى * كه مىرسد ز در دولت پيك موهبتى شكايت از غم دنيا چه مىكنى بشكيب * كه هيچ حادثه نبود بدون مصلحتى در اين خرابه كه بنيان آن بود بر آب * چگونه در پى تعمير و فكر تمشيتى ز عز و جاه كه حاصل شود ز خلق چه سود * چو نيستت بَرِ معبود قدر و منزلتى ز عمر خويش ملولم كه اين گرانمايه * براى توشه عقبى نداشت خاصيتى چه سود خدمت آنكس كه نيست از سر صدق * چه مزد طاعت آن را كه نيست معرفتى به كار خويش اگر خواجه پى برد بيند * كه بىمضرت عقبى نيافت منفعتى