السيد أحمد الحسيني الاشكوري

38

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

جستم همه‌ساله اى پسر كام تو من * خرسند همى بدم در دام تو من با سر آمدم از بهانهء جام تو من * بىرنج كنون نگاشتم نام تو من * * * گفتم رخ تو بهار خندان من است * گفت آن تو نيز باغ و بستان من است گفتم لب شكرى توان من است * گفت از تو دريغ نيست گر جان من است * * * اى مشك سيه كه ماه را بالين است * پيرايهء ماه و زينت پروين است زلف سيهت بلاى من چندين است * باز اين چه بلاى خط مشك‌آگين است * * * آن مشك مسلسل است يا سنبل تر * زلف و خط آن سرو قد سيمين بر زان زلف گرفته عنبر و مشكين خط * در خط بفزود روى زو زينت و فر اوحدى شيخ محمد صادق فرزند غلامرضا اوحدى زهانى به سال 1320 در زهان چشم بدين جهان گشود و پس از گذراندن تحصيلات ابتدائى به مشهد مقدس رفت و از استادان آن حوزه دانش بيندوخت و به وطن بازگشت و به ارشاد و هدايت پرداخت و به سال 1410 درگذشت . عالمى است متبحر در دانش‌هاى اسلامى ، اديب اريب ، در شعر فارسى « اوحدى » تخلص مىنمود و گاهى به عربى نيز اشعارى مىسرود ، به فرهنگى در ضبط لغات و نامها شروع كرد ولى ناتمام ماند . او راست : سوى هر چيز كه دل‌شيفته و دمساز است * كه از آن روزنه‌اى جانب جانان باز است