السيد أحمد الحسيني الاشكوري

11

شاعران فارسى سرا ( فارسي )

سحر سامرى برتر از معجز موسى قلوب را در حقيقت و مجاز تسخير خويش مىنمايند . شعر آوردم به سوغات و به طنزم عقل گفت * نزد موسى تحفه آوردست سحر سامرى امروزه اين تعابير از شعر را در اقوام و ملل گوناگون مىبينيم و اكثر جوامع بشرى با هر زبان و آئينى شعر را زبان عاطفى ، تخيلى ، آهنگين ، مقفى و موزونى مىدانند كه هدف مشخص و مستقيم آن ارتباط با لذت‌هاى معنوى و شهوانى است . انديشمندان ادبى جهان معتقد هستند كه شعر جنبهء آسمانى داشته و شاعر داراى موقعيتى پيامبرگونه است . تا آنجا كه معلم اول ارسطو كلام موزون را به‌گونهء احسن تحسين نموده و در فنّ آن رساله‌اى نگاشته است و اين تلقينات الهام‌بخش را از آثار برجستهء فعاليت ذهن انسانى شمرده است . نادان چه داند آنكه سخن‌دان به گاه نظم * جان را گداخته است و از آن شعر ساخته است ب - شاعر كيست ؟ : در لغت داننده ، آگاه ، گوينده ، پيونددهندهء سخن و . . . و بهره‌مند از لطف طبع و قافيه‌گرى و آنكه در مقابل نعيم باشد را شاعر مىگويند . علامه دهخدا مىنويسد : در نزد علماى عربيت شاعر كسى را گويند كه به زبان شعر يا گفتار موزون سخن گويد . عبد الرحمن بن خلدون شاعر را كسى مىداند كه از قوهء حافظهء بالائى برخوردار بوده و مىگويد شاعر كسى است كه حداقل دواوين فحولى مانند ابن ابى ربيعة ، كثيّر ، ذى الرّمه ، جرير ، ابى نواس ، حبيب ، بحترى ، رضى و ابى فراس را در حفظ داشته باشد . نگارنده گويد : به راستى كسى را شاعر مىتوان گفت كه سرچشمهء الهام در وجودش جارى شده باشد نه تنها به وزن و قافيه چون صنعتگران لغاتى را تركيب نموده و در قالبهاى شعرى