على زمانى قمشه اى
95
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
بهر تاريخش خرد گفتا بگو * « جام جمشيدى » شد اسطرلاب ما شايان ذكر است ، در وجه تسميه اسطرلاب به جام جم گفته شده يكى از سرداران ايران كه دانشمند ستارهشناس و منجم با علاقه بود نام او « يم » كه پسوند « شيد » را طبق احترام بر آن آوردهاند يمشيد يا جمشيد بوده و براى اختصار گاهى به نام جم از او ياد مىكردند ، اين شخص وسيلهاى داشت به نام « جام يم » يا « جام جم » كه آن را جام جم ، جام جهاننما ، يا جام جهانبين و يا جام جمشيدى مىناميدهاند ، چنانكه حافظ در اين مورد سروده است : در سفالين كاسهء رندان به خوارى منگريد * كاين حريفان خدمت جام جهانبين كردهاند گفتم اين جام جهانبين به تو كى داد حكيم * گفت آن روز كه اين گنبد مينا مىكرد حافظ در اين شعر اشاره به اسطرلابهاى ساخته شده از نوع كاسههاى سفالين كرده و در جاى ديگر با توجه به خطوط مقنطراتى آنها به عنوان خط ساغر سروده است : هرآنكه راز دوعالم ز خط ساغر خواند * رموز جام جم از نقش خاك ره دانست