على زمانى قمشه اى
7
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
توجه او قرار گرفت كه چشم چگونه تصاوير را بالخاصه از طريق انكسار ، دريافت مىكند ، وى گفته است كه : من متوجه شده بودم كه اجسام غوطهور در آب يا ديده شده از پشت يك « بلور درّگوهى » اشكال گوناگون به خود مىگيرند ، آنچه مطلوب من بود در كتاب اقليدس وجود نداشت ، علاوه بر اين من به اين نتيجه رسيده بودم كه در نتيجه تحقيقات دانشمندان معلوم شده است كه نور به خط مستقيم حركت مىكند ، و هنگامى كه به سطحى همچون سطح آب برمىخورد به زاويهاى بر آن منعكس مىشود كه برابر با زاويه تابش است و در عين حال با زاويهء ديگرى شكسته و داخل در آب مىشود ، اين چيزها مرا به تعجّب انداخته بود ، من اين مشاهدات را همچون اصلى برگزيدم و از آن نتايجى استخراج كردم كه با تجربه مطابق در نمىآمد . كمال الدّين دربارهء اين نابسامانى با قطب الدّين شيرازى مشورت كرد ، قطب الدّين اندكى تأمل كرد و به فارسى گفت : كه در جوانى و در آن هنگام كه هنوز موهايش سفيد نشده بود ، در كتابخانهاى از فارس كتابى از ابن هيثم در دو جلد بزرگ ديده بوده است ، شايد بتوانى در آن به چيزى كه درصدد يافتن آنى دسترسى پيدا كنى ، كمال الدّين گفت اين كتاب اگر در ثريّا هم باشد به جستجوى آن خواهم رفت . استادش كتاب را براى وى از جاى دور خواست و آن را به او داد ، كمال الدّين توضيح روشنى دربارهء آنچه مىخواست در آن يافت ، و ملاحظاتى عالى در آن مشاهده كرد كه هم بر دلايل هندسى متّكى بود و هم بر مشاهدات آزمايشى ، و مقدارى مسايل زيبا در آن ديد كه اين علم را همچون تاجى بر سر رياضيات مىنهاد آنگاه فهميد كه چرا استنتاجى كه دربارهء شكست نور كرده نادرست بوده است ، چون كتاب را براى مبتديان و دانشجويان بسيار مفصل ديد از قطب الدّين خواست تا خلاصهاى از آن را فراهم آورد ، ولى اين دانشمند به او نوشت كه وقتش مصروف شرحى بر مخروطات آپولونيوس