على زمانى قمشه اى
517
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
قلم و بيان تأثيرى بسزا دارد . حكما و فلاسفه بزرگ گفتهاند : براى رسيدن به معرفت حقايق اشياء ، فكر را بايد به علوم رياضى ورزش داد . آرى علوم رياضى براى حكيم به مثابت مسطره براى خطّاط است . همچنانكه مسطره ، مشاق را از كجى و بىنظمى در كتابت حروف و انحراف سطور ، حافظ است ؛ علوم رياضى نيز فكر را از خطا و اعوجاج و انحراف بازمىدارند و به آن استقامت و اعتدال مىدهند ، زيراكه مسائل آن مبتنى بر قواعد خللناپذير است و هيچ مسامحه و سهلانگارى در آنها راه ندارد ، با تخمين و تقريب درست نمىشود . اگر چنانچه اندك اشتباه و غفلت در اعمال قوانين آن به محاسب روى آورد فرسنگها از نتيجه دور مىشود و از رسيدن به مقصود بازمىماند . لذا گفتهاند كه عدد براى محاسب مانند دندانههاى كليد است كه اگر زايد يا ناقص باشد فتح باب نمىشود ، و هرگز درب مطلوب به روى او بازنمىگردد . انسانهاى ورزيده در علوم رياضى ، صاحبرأيى صائب و نظرى ثاقب و كمگوى و گزيدهگوى و ديرگوى و نكوگوى مىشوند . عبارات و الفاظ آنان نوعا حساب شده است ، قلم آنان بسيار رصين و متين است . مثلا عبارات خواجه طوسى به فارسى و عربى ، چنان سخت بنياد و استوار است كه گويى بهجاى مركّب ، سرب مذاب به كار برده است . ابن خلدون را در مقدمه تاريخش سخنى در فضيلت علم هندسه به تازى است كه به پارسى به عرض مىرسانيم : هندسه به خرد فروغ و به انديشه راستى مىدهد ، زيرا همه براهينش به روشى روشن و سبكى آشكار است . از همين جهت غلط در قياسهايش راه ندارد ، لذا به ممارست آن فكر از خطا دور مىگردد . و براثر اين روش روشن ، هوش و بينش