على زمانى قمشه اى
370
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
2 ) اركان گاهشماريها 3 ) گاهشمارى در كشورهاى عربى 4 ) گاهشمارى در ايران 5 ) گاهشمارى در ديگر كشورهاى حوزهء تمدن اسلامى 6 ) گاهشمارى دوازده حيوانى 7 ) گاهشمارى سلوكى 8 ) گاهشماريهاى يهودى و مسيحى 9 ) تاريخگذارى اسناد 10 ) گاهنامه / تقويم 11 ) تبديل تاريخ 12 ) گاهشمارى در ادب فارسى 13 ) گاهشمارى و فرهنگ 1 ) واژهشناسى . تقويم ، از مادّهء قوم ، در لغت به معناى تصحيح كردن است و معانى اصطلاحى متعددى دارد ( - ابن منظور ، ذيل « قوم » ) . از جمله معانى تقويم در زبان فارسى اينهاست : « زمان وقوع پديده يا حادثهاى نسبت به يك مبدأ معيّن » ( معادل واژهء تأريخ در همين معنى ) و نيز « دفترى ( خطى يا چاپى ) حاوى اطلاعات زمانى - نجومى يك دورهء يكساله » . در اين مقاله ، براى مفهوم نخست از واژه گاهشمارى ، و براى مفهوم دوم از واژهء گاهنامه / تقويم استفاده شده است . واژهء تقويم ، در معناى گاهشمارى آن ، به معناى تعيين موضع حقيقى خورشيد بر دايرةالبروج در مواقع گوناگون سال است ، كه ركن اصلى استخراج گاهنامه / تقويم بوده است . براين اساس ، يافتن محل خورشيد ، « تقويم الشمس » و اين جايگاه « مقوّم الشمس » ناميده مىشد . به نوشتهء ابو ريحان بيرونى گاهنامه /