على زمانى قمشه اى
321
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
ايشان خوانديم . مرحوم آقاى شعرانى در رياضيات هم خيلى مسلط بودند و علاقه شديدى هم به رياضيات و طبيعيات داشتند و اين درسها را بايد حتما مطالعه مىكردند و مىگفتند ، ولى براى آن درسها اگر توفيق مطالعه هم پيدا نمىكردند ، باز مسلط بودند . فكر ، فكر رياضى و طبيعى بود . لذا شرح چغمينى را هم خدمت ايشان خوانديم . مقدارى از مقدمهء زيج بهادرى را هم خدمت ايشان خوانديم . تا وقتى از تهران به قم آمديم . « 1 » ناگفته پيداست كه مراتب علمى و عملى مرحوم علّامه شعرانى ، نتيجهء لطف خداوندى است كه نصيب آن بزرگ مرد شده است ؛ چرا كه خداوند ناظر بىتفاوت صحنهء جهاد مجاهدان نيست ، بلكه به حكم وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا « 2 » و به اقتضاى « من أخلص للّه أربعين صباحا . . . » « 3 » چشمههاى حكمت و دانش را در قلب وى جوشانده و بر زبان و قلم او جارى ساخته است . از هرچه بگذريم سخن دوست خوشتر است . بار ديگر سخنانى ارزشمند از علّامه حسنزادهء آملى دربارهء مرحوم علّامه شعرانى به گوش جان مىشنويم : آقاى شعرانى ذوالفنون بودند . بنده همهء اساتيدم را به تبحّر در فنون مثل ايشان نديدم . يكى از كتابهاى دورهء شفا علم موسيقى است . دانستن موسيقى كه گناه نيست . مرحوم آقاى شعرانى موسيقى هم مىدانست . فرانسه را به اندازهء عربى مىدانست و مسلط بود . آن لحن شيرينش هيچگاه از خاطرم نمىرود . گاه
--> ( 1 ) . كيهان فرهنگى ، شمارهء 9 ، آذر 64 ، ص 5 . ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 29 . ( 3 ) . شبيه اين حديث در كتاب بحار الانوار ، ج 53 ، ص 326 نيز وجود دارد « من أخلص العبادة للّه أربعين صباحا » .