على زمانى قمشه اى

239

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ادامه يابد ، نهايتا به نقطه آغاز برمىگردد . يعنى اگر شخصى سوار بر يك سفينهء فضايى و در جهتى مفروض و در راستاى خطى مستقيم پرتاب شود ، سرانجام از جهت مخالف ، به نقطهء پرتاب بازخواهد گشت . به بيان ديگر ، خط مستقيم با شعاع مشخص انحناء مىيابد ، و اين شعاع نشانگر اندازهء جهان است . اين نوع جهان ، فاقد كرانه و فضاى خالى خواهد بود و كهكشانها و ستارگان با توزيع همگن ، كلّ آن را خواهند پوشاند ؛ ولى در عين حال تعداد محدودى ستاره و كهكشان در حجم محدودى آن وجود خواهند داشت . بنابراين ، هندسهء غير اقليدسى ، تنها طريق ممكن تبيين جهانى است كه بر آن محدوديتى قائل مىشويم . حاصل اينكه ، در نظر اينشتين جهان ، كروى و فاقد لبه و انتهاست و جرم محدود دارد . فقط اختلاف بر سر اين است كه در مورد زمين از انحناى دوبعدى سخن مىرود ، درحالىكه اينشتين فضاى سه‌بعدى را مطرح مىكند . از جانب ديگر ، گرد بودن زمين ، بارها و به روشهاى گونه‌گونه اثبات شده است ، ولى هنوز كسى عدم انحناء در فضاى جهان را اثبات نكرده است . « 1 » محقق شيروانى ( 1099 ق ) ميرزا محمد بن حسن شيروانى بعد از هجرت به اصفهان مدتى را در خدمت آقا حسين خوانسارى تلمذ كرد وى از افاضل درسى وى به شمار مىرفته و استاد نيز اهتمامى خاص نسبت به او داشته است .

--> ( 1 ) . ر ك : ساختار ستارگان و كهكشانها ، پاول هاج ، ترجمه توفيق حيدرزاده ، ص 227 و بعد ، نشر سازمان گيتاشناسى ارديبهشت 1372 .