على زمانى قمشه اى
229
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مىكند و كفهء اوّل به سبب قلت مادّه ، به همان سرعت بالا مىرود . « 1 » حركت قسرى حكما حركت را به انواع گونهگون تقسيم كرده و حركت قسرى را يكى از اقسام آن بشمار آوردهاند . حركت قسرى آن است كه يك جسم تحت تأثير نيروى بيگانه و بر خرف مقتضاى طبيعت اصلى خود به سويى رانده شود . مثلا يك درخت برحسب رشد طبيعى خود معمولا بهسوى بالا در حال تكامل است . اكنون اگر در اثر وزيدن بادهاى مخالف گاهى از شمال بهسوى جنوب و گاهى بالعكس متحرك گردد ، اين حركت را قسرى گويند كه باد به عنوان « قاسر » محرّك آن به شمار مىآيد . همچنين اگر سنگى بهسوى بالا پرتاب شود ، مادام كه آن سنگ تحت تأثير نيروى قاسر قرار گرفته باشد ، حركت خود را بهسوى بالا ادامه مىدهد ولى به مجرّد اينكه از زير سيطرهء نيروى قاسر بيرون رفت ، حركت قسرى و صعودى آن پايان يافته و به زمين بازمىگردد . مقصود حكماء اين است كه به علت مركز بودن زمين ، همهء اجسام به حسب طبيعت اصلى خود ميل به مركز دارند . بنابراين ، هرگاه يك جسم بر خلاف طبيعت اصلى خود و تحت تأثير نيروى بيگانه بهسوى بالا افكنده شود ، ناچار حركت آن يك حركت قسرى بشمار مىآيد . بدون ترديد ، حكماء بر پايهء هيئت بطليموسى كه زمين را مركز جهان مىپنداشتهاند - اين مثال را در آثار خويش جهت اثبات حركت قسرى ذكر كردهاند . ولى پس از اثبات جاذبهء عمومى ، ديگر نمىتوان به اينگونه مثالها
--> ( 1 ) . همان ، ص 309 به بعد .