على زمانى قمشه اى

219

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

تحقق نگرفته است . بنابراين بايد طفره ضمن حركت كمى و يا كيفى بوده باشد ؛ يعنى يك متحرك شخصى ، در هرآنى به فردى از افراد ، يا به نوعى از انواع مقولهء كم يا كيف متصف باشد . ولى در مقام ما متحركات غير متناهيه وجود دارند و در هرآنى ، فردى از آنها ( در مقولهء كم ) و يا نوعى از آنها ( در مقولهء كيف ) موجود مىشود ، در نتيجه يكى از افراد آنها زاويهء قائمه است ، پس طفره‌اى به وقوع نپيوسته است . ليكن اين پاسخ مورد پسند آقا حسين - قدس سره - واقع نشده و گفته است : اگر متحركات ، غير متناهى هستند و در هرآن ، فردى از آنها موجود مىشود ، چرا فرد پايين و بالا ( اسفل و اعلى - زاويه حادّه ، مثلا و زاويهء منفرجه ، در بحث ما ) يافت شوند و فرد متوسط يافت نشود ؟ آيا مىتوان گفت : ده ذراع موجود است ، صد ذراع هم موجود است ، ولى بيست ذراع موجود نيست ؟ پس بهتر است در پاسخ گفته شود : حدوث مقدار بزرگ ، دفعى است و هنگام پيدايش آن لازم نيست به فرد متوسط برسد ؛ مثلا وقتى ده ذراع موجود باشد ، سپس ده ذراع ديگر به آن اضافه شود ، يك‌دفعه بيست ذراع مىگردد و لازم نيست در اين اثنا به پانزده ذراع برسد و سپس بيست ذراع گردد . پاسخ چهارم اين پاسخ به دوگونه قابل تقرير و تحرير است : اوّلا : امكان دارد خطى قائم بر قطر متحرك در زاويهء منفرجه ( زاويهء 3 + حادّهء ب ، و ب ) توهّم شود . در اين صورت زاويهء قائمه تصور گشته و طفره بر طرف شده است . ثانيا : ممكن است زاويه‌اى به اندازهء زاويه‌اى كه ميان خط مماس و محيط بيرونى دايره ( يعنى زاويهء 2 ) به زاويهء 3 افزود ، زيرا هر دو ، در زاويهء منفرجه