على زمانى قمشه اى
189
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مىدانيم كه برودت و سردى هوا سبب تكاثف و تراكم آن مىشود ، چنان كه حرارت هوا موجب سبكى و خفّت آن است ، هواى سرد آكنده و فشرده و سنگين است و هواى گرم باز و پراكنده و سبك است ، قوّه جاذبه جسم سنگين را به حكم جنسيّت بيشتر به خود جذب مىكند ، حال چون هواى سنگين به فشار بهسوى زمين جذب مىشود لاجرم هواى سبك را از مكانش به فشار دفع و دور مىسازد و جاى آن را مىگيرد . پس اين رفتن هواى سبك بهسوى بالا در واقع پرت كردن هواى سنگين او را بدانسو است ، و انسان گمان مىكند كه بخار و شعله و مانند آنها بهسوى بالا شتابان و روان و از زمين گريزاناند ، و به همين سبب است كه اشياء سبك از زير آب بالا مىآيند كه در واقع چون آب سنگينتر از آنهاست ، آنها را بهسوى بالا دفع مىكند . . . بنابراين با محقق بودن قوّه جاذبه زمين نيازى براى اثبات فلك مجسم به نام محدّد الجهات نيست ، چنانكه با محقّق بودن حركت وضعى زمين بهسوى مشرق نيز نيازى بدان فلك براى حركت اولى [ حركت شبانهروزى كه زير سر فلك الافلاك مىدانستند ] نيست . چنانكه : بطليموس در فصل هفتم مقاله نخستين مجسطى به تحرير خواجه طوسى گويد : « و قد ظنّ قوم انّ الأرض متحركة بالاستدارة حول محور الحركة اليوميّة من المغرب إلى المشرق ، و نسبوا الحركة اليوميّة إليها وحدها ، على تقدير كون السماء غير متحركة على هذا المحور » يعنى گروهى معتقدند زمين حركت دورانى به دور محور حركت شبانهروزى خود از مغرب به مشرق مىگردد و حركت شبانهروزى را تنها به اين حركت ( حركت چرخشى زمين به دور خود ) مىدانند ، روى اين فرض ديگر آسمان ( افلاك ) حركت شبانهروزى ندارد ، بلكه حركت شبانهروزى زير سر حركت چرخشى زمين است .