على زمانى قمشه اى

91

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

عرب نقل كرده كه احتمالا از كتاب مسائل هندسيه گرفته شده است . 2 . رساله‌اى ترسيم نصف النهارات به نام « استخراج خط نصف النهار من كتاب آناليما و البرهان عليه » ، يك نسخه از اين اثر در قاهره موجود است و كارل شوى آن را به آلمانى ترجمه كرده است . « 1 » ابو معشر بلخى ( 171 - 272 ق ) جعفر بن محمد بن عمر ، منجم ايرانى ، به روايت ابن نديم وى پيش از اشتغال به تنجيم محدّث بوده است . امّا اين سخن احتمالا از خلط ميان ابو معشر منجم و ابو معشر سندى ( 170 ق ) فقيه و مورخ ناشى شده است ، چه در آثار ابو معشر منجم ، مطلقا اثرى از حديث ديده نمىشود . ابو معشر از اوايل سدهء 3 ق / 9 م در بغداد بسرمىبرده است . دربارهء گرايش ابو معشر به نجوم افسانه‌هايى نقل كرده‌اند : بر پايه روايتى وى به‌هنگام اشتغال به حديث ، پرداختن به فلسفه و نجوم را ناروا مىشمرد و به همين علت با يعقوب بن اسحاق كندى دشمنى مىورزيد و مردم را بر ضد وى برمىانگيخت ، امّا كندى توانست به كمك كسى يا كسانى وى را به حساب و هندسه علاقه‌مند سازد . ابو معشر گرچه در علوم رياضى توفيقى به دست نياورد ، امّا به نجوم علاقه يافت و نزد كندى به آموزش آن پرداخت . افسانه ديگرى حاكى از آن است كه ابو معشر در بلخ به فقاهت اشتغال داشت و چون شنيد كه كندى نسبت به يكى از فقهاى بغداد بىحرمتى روا داشته به عزم كشتن وى رهسپار بغداد شد و با تظاهر

--> ( 1 ) . دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 5 ، ص 540 ، ماده ابو سعيد .