على زمانى قمشه اى
399
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
فلكها كاسته مىشود . اين فلكها منشأ تغييرات فيزيكى ، شيميايى و زيستى در كرهء زميناند . بطلميوس با بهرهجويى از اين نظريهء ارسطو و عقايد اخترشناسان قديم ، چون ابرخس ( هيپارخوس ) و اراتستن الگوى زمين مركزى خود را عرضه كرد . در نظريهء او ، هفت سياره ( ماه ، خورشيد ، عطارد ، زهره ، مريخ ، مشترى ، زحل ) بهصورت منظم و دايرهوار به گرد زمين كه ثابت است ، مىچرخند . براى توضيح بعضى اختلالهاى حركتى اين سيارات نيز فلكهاى خارج مركز ( فلكهاى حامل ) را كه حامل اين سيارات بودند به كار گرفت . بنابه اين نظريه ، سيارات به هنگام گردش ، گاهى به زمين نزديك و گاهى از آن دور مىشوند و به همين دليل با آنكه هميشه سرعت ثابتى دارند ، حركت آنها از زمين گاهى كند و گاهى تند ديده مىشود . امّا مفهوم فلك خارج مركز نمىتوانست حركت رجوعى سيارات را توجيه كند . براى تبيين اين پديده تصور فلك ديگرى درون فلك خارج مركز لازم بود . اين فلك كه فلك تدوير خوانده مىشود ، محيط فلك خارج مركز را مىپيمايد و ضمن چرخش يكنواخت حول محور خود ، سياره را نيز مىچرخاند . به همين دليل ، گاهى ديده مىشود كه سيارهاى از حركت طبيعى خود رجوع مىكند و ظاهرا به عقب مىرود . تعبير بطلميوس ، با نظريهء ارسطو كه مىگويد سيارات حول زمين ثابت مىچرخند سازگار نيست ؛ زيرا در نظام ارسطويى ، فلكهاى خارج مركز و تدوير وجود ندارند . بطروجى به قصد ايجاد نظامى سادهتر و استوارتر ، نظريهء حركت لولبى ( حلزونى ) را كه سادهتر و به نظريهء ارسطو نزديكتر بود ، عرضه كرد [ درعينحال نظريهء بطروجى از نظام ائودوكسوس كه منشأ نظام ارسطويى بود مستقل است . واژهء لولب را نخستين بار بطروجى در نقل قولى از كتاب « در آسمان » ارسطو به كار برده است . ] وى قائل به وجود فلك نهمى بود كه منشأ تمام