على زمانى قمشه اى
392
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
است اين كتاب نسخهء ناقصى از كتاب روض الانس و نزهة النفس باشد . ادريسى چون بيشتر دانشمندان زمان خود صاحب فنون و كمالات بود . از او جز آثار جغرافيايى ، آثار ديگرى نيز بر جاى مانده است . از جمله رسالهاى است در ادويهء مفرده . سارتن از كشف رسالهء گمشدهاى منسوب به ادريسى دربارهء ادويهء مفرده ياد كرده است . بسيارى از جغرافىنگاران اسلامى از نوشتههاى ادريسى بهره جستهاند . از ميان اين گروه مىتوان به ابن سعيد مغربى ، جغرافىنگار نيمهء دوم سدهء 7 ق / 13 م و ابو الفداء ، جغرافىنگار اوايل سدهء 8 ق / 14 م اشاره كرد كه بدون واسطهاى از آثار ادريسى بهره گرفتهاند . « 1 » ابن طفيل اندلسى ( د 581 ق / 1185 م ) ابو بكر ، محمد بن عبد الملك طبيب ، فيلسوف ، شاعر ، وزير ، فقيه ، منجم اندلسى ، تاريخ و محل تولد وى بهدرستى معلوم نيست ، بعضى نوشتهاند احتمالا بين سالهاى 495 تا 505 ق در برشانه از نواحى المريه ، يا در وادى آش از نواحى غرناطه زاده شده است ، او احتمالا در غرناطه دانش آموخته و از ابن باجه استفاده فلسفى برده است ، لذا ابن باجه را بر همه كسانى كه در مغرب و اندلس به حكمت و فلسفه اشتغال داشتهاند برتر شمرده است . ابن طفيل ابن رشد را مىشناخته و ميزان دانش وى را نيز مىدانسته است او حتى با خاندان و نياكان ابن رشد آشنايى داشته است ، ازاينرو مىتوان استنباط كرد كه ابن رشد شاگرد او بوده است ، آنسان كه بطروجى نيز از شاگردان
--> ( 1 ) . دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 8 ، ص 342 ، ماده ادريسى ، لغتنامه دهخدا ، مادهء ادريسى .