على زمانى قمشه اى
390
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
همراه كرده است كه جمعا 70 نقشهء كوچك مىشود . در نسخههاى خطى بنابرمعمول يك يا دو نقشه افتاده است . ضمنا در آغاز كتاب يك نقشهء مدور جهان وجود دارد كه تنها مىتوان آن را با « اطلس اسلام » مكتب كلاسيك ارتباط داد ، زيرا انديشهء خاص آن ، وجود دو درياى بزرگ ، آشكارا در نقشهء ادريسى نمايان است ، امّا كرانههاى درياى مديترانه در نقشهء او ضمن مقايسه با نقشههاى سابق به واقعيت نزديكتر است . اگر اين 70 نقشهء كوچك به يكديگر متصل شوند ، يك نقشهء بزرگ جهان بهصورت مستطيل پديد مىآيد . همهء نقشههاى ادريسى ، از جمله نقشهء مدور او با دقت رسم شدهاند و در آنها از وجود خطوط مستقيم و دواير هندسى چشمپوشى شده است . اين نيز نسبت به مرحلهء دوم نقشهكشى عربى ، يعنى « اطلس اسلام » داراى امتياز است . از آغاز سدهء 20 م با مطالعهء اثر ادريسى معلوم شد كه بررسى كتاب او جز با تحليل پابهپاى نقشه و متن ميسر نيست . اين نظر را ميلر با انتشار همهء مطالب مربوط به نقشهشناسى متون عربى و فارسى مشخص كرده است ، ولى ارتباط متن و نقشه در كتاب ادريسى دشوار مىنمايد . ازاينرو بيشتر پژوهندگان ، كتاب را شرح نقشهها دانستهاند . در مقدمهء كتاب جز برخى ديدگاههاى كلى دربارهء جغرافياى نجومى ، مطلبى از روشهاى نجومى ترسيم نقشه مشهود نيست . با اين وصف ، بايد افزود كه نقشههاى ادريسى از عمدهترين آثار نقشهشناسى اسلامى موجود تا زمان اوست . در كتاب ادريسى بخش مربوط به افريقاى شمالى ، اسپانيا ، سيسيل و نواحى ايتاليا از همه مهمتر است . زيرا به خلاف ديگر بخشها ، مبتنى بر مشاهدات اوست . بحث دربارهء رومانى و شبهجزيرهء بالكان تا اندازهاى مبسوط است . ادريسى از طريق بازرگانان عرب ، يهود ، يونانى و اروپايى توانسته بود با