على زمانى قمشه اى

384

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

صقلى » نيز ناميده‌اند . نياى بزرگ او ادريس عالى بامر اللّه بود ، ازاين‌رو دودمان او را با عنوان ادريسى مىشناختند . سر دودمان ادريسيان ، ادريس اوّل بود كه از سرزمين‌هاى شرقى خلافت به مراكش رفت و در حدود سبته در 172 ق / 788 م دولتى مستقل تأسيس كرد . پس از مرگ وى در 177 ق ، پسرش ادريس دوم به پادشاهى رسيد كه بناى شهر فاس در مراكش را به او نسبت داده‌اند . اين دودمان تا 375 ق / 985 م حكومت كرد . تولد ادريسى را 493 ق / 1100 م در شهر سبتهء مراكش نوشته‌اند . گمان مىرود رابطهء خانوادهء او با اندلس همچنان برقرار بود و ادريسى در قرطبه كه مركز فرهنگى عمده‌اى بشمار مىرفت ، به تحصيل رياضيات ، تاريخ و جغرافيا پرداخت . مطالب مشروحى كه ادريسى در كتاب خود دربارهء قرطبه آورده ، مؤيد آشنايى وسيع وى با آنجا بوده است ، ادريسى از دوران جوانى بسيار سفر كرد و به سرزمين‌هايى رفت كه سفر بدان نواحى چندان رايج و معمول نبود ، اينكه او مراكش و اسپانيا را مىشناخت ، چندان مايهء شگفتى نيست ، ولى از سطور مختلف كتاب او مىتوان دريافت كه به سواحل فرانسه و انگلستان نيز سفر كرده است . در 510 ق / 1116 م كه ادريسى بيش از 17 سال نداشت ، به آسياى صغير سفر كرد . در كتاب او خاطراتى از ديگر نواحى آسيا و افريقا مشهود نيست . چنين به‌نظر مىرسد كه وى خود آن نواحى را نديده بود . ظاهرا در حدود سال 1138 م ( 532 ق ) به پالرمو رفت و به دربار روجر دوم پادشاه سيسيل راه يافت و تا پايان عمر آن فرمانروا ( 26 فوريهء 1154 ) از نزديكان او بود . دوران اقامت ادريسى در سيسيل چندان روشن نيست . شايد وى در روزگار جانشين روجر نيز مدتى در سيسيل اقامت داشته است . اطلاعات دربارهء سرگذشت ادريسى بسيار اندك است . شايد سبب اين