على زمانى قمشه اى

379

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

است . گذشته از اينكه پاره‌اى از مطالب بيهقى در ذكر فضائل امير المؤمنين على ( ع ) و اهل بيت ( ع ) ، بىگمان مؤيد تشيع اوست . وى در آغاز كتاب معارج نهج البلاغة از چند تن از استادان خود در كلام نام برده ، و از آنها بسيار ستايش كرده ، مانند رشيد الدّين عبد الجليل رازى كه از جمله بزرگ‌ترين متكلمان شيعه بوده است . و على بن هيصم نيشابورى ، فقيه و اديب شيعى . مسئلهء مهمى كه مىبايد در سرگذشت بيهقى در برخى مآخذ كهن مورد توجه قرار گيرد ، خلط او با دو شخصيت ديگر است ؛ نخست وزير شرف الدّين ابو الحسن على بن حسن بيهقى ( مق 536 ق ) كه شاعر نيز بود . گويا نخستين بار عماد الدّين كاتب اصفهانى دچار چنين اشتباهى شد و مؤلفانى چون ذهبى و ابن فوطى از او پيروى كرده‌اند . همچنين منتجب الدّين رازى از فقيهى به نام ابو الحسين زيد بن حسن بن محمد بيهقى كه از او حديث استماع كرده ، نام مىبرد . و برخى از علماى اماميه ، مانند حرّ عاملى ، نورى و بحر العلوم او را با بيهقى موضوع اين مقاله يكى دانسته‌اند ؛ حال آنكه بيهقى مذكور ، فخر الدّين ابو الحسين زيد بن حسن بروقنى است كه در 540 ق به يمن هجرت كرد . آثار : بيهقى در كتاب مشارب التجارب فهرستى از آثار خود ، شامل بيش از 70 اثر آورده بوده است و ما به‌واسطهء نقل ياقوت ، از آن آگاهى داريم : گرچه ظاهرا چند كتاب او در اين فهرست ذكر نشده بوده است ، مانند المواهب الشريفة ( تأليف : 556 ق ) و لباب الانساب ( تأليف : 558 ق ) . با توجه به تاريخ تأليف اين آثار ، مىتوان حدس زد كه او فهرست مذكور را در زمانى قبل از اين دو تاريخ تنظيم كرده است . چنان‌كه گفته شد ، ابن