على زمانى قمشه اى
345
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
بديع خلط كرده ، يا اين دو را يكى پنداشتهاند و به خطا ، بديع را اصفهانى ، و مرگ او را براثر سكته دانستهاند . . ظاهرا مشابهت نام و كنيهء اين دو ، و همعصرى آنها و حضور بديع اسطرلابى در اصفهان و نيز بىتوجهى به گزارش قفطى سبب اصلى اين اشتباه بوده است ؛ زيرا استناد همهء اين مؤلفان ، به متن موجود تاريخ مختصر الدول ابن عبرى است كه در آن ، ضمن شرح احوال و آثار چند دانشمند با نام هبة اللّه ، عبارتى مانند « [ هو ] من أقران البديع الاسطرلابى » از شرح حال پزشك اصفهانى ساقط شده ، و موجب اين خلط گشته است ؛ وانگهى نقل دو بيت از بديع اسطرلابى ضمن شرح حال ابو البركات بغدادى ، نشان از آن دارد كه خود ابن عبرى ميان بديع و پزشك اصفهانى تمايز قائل بوده است . چنان كه از منابع برمىآيد ، بديع بسيارى از مشاهير معاصر خود همچون ابن تلميذ را مدح ، و دانشمندانى چون ابو البركات بغدادى را هجو كرده است . از ستايشهاى ديگران دربارهء اشعار او مىتوان دريافت كه وى در اين زمينه از شهرتى بسزا برخوردار بوده است . بهويژه آنكه اديبى نامدار همچون ابو محمد ابن خشاب از وى شعر روايت كرده است . ابن خلكان هرچند بديع را از ادبا و فضلا برشمرده ، امّا به ذكر تنها چند بيت از اشعار فراوان او بسنده كرده است ، زيرا بهنظر وى بيشتر اشعار بديع به دشنام و پردهدرى آلوده است . بسيارى از مورخان نزديك به عصر بديع ، دربارهء جايگاه علمى او قلمفرسايى كرده ، و از جمله آوردهاند كه او با تكميل آلت شاملهء خجندى - كه تنها براى محاسبهء يك عرض جغرافيايى تنظيم مىشد - آن را براى محاسبهء عرضهاى گوناگون قابل استفاده كرد ؛ درحالىكه خود او دليلهايى براى ناممكن بودن اين كار آورده بود . برخى پژوهشگران معاصر همچون زوتر و سارتن علت اين ستايشها را كمى آگاهى اين مورخان از رياضيات و نجوم