على زمانى قمشه اى
337
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
7 . الملح العصرية ، در شرح حال شعراى اندلس و اشعار آنان ، از اين دو اثر اخير تاكنون نسخهاى يافت نشده است . « 1 » جابر بن افلح ( م سدهء 6 ق ) كنيهاش ابو محمد ، منجم و رياضىدان مشهور اندلسى در قرن ششم ، دربارهء زندگى وى اطلاع چندانى در دست نيست . احتمالا در سويل ( اشبيليه ) به دنيا آمده زيرا برخى مؤلفان ، بهخصوص موسى بن ميمون ( 529 - 600 ) كه به گفتهء خودش با پسر جابر آشنا بوده است و بطروجى ، او را اشبيلى ناميدهاند . ازسوىديگر ، اين موضوع كه ابن ميمون پسر جابر را مىشناخته حاكى از آن است كه جابر در قرن ششم يا در اواخر قرن پنجم مىزيسته است . نام جابر در كتاب تلخيص المجسطى ، منسوب به ابن رشد ( 520 - 594 ) ، آمده است . در اين اثر - كه اصل عربى آن در دسترس نيست امّا نسخههايى از ترجمهء عبرى آن ، اثر ژاكوب ( يعقوب ) آناتولى موجود است - آمده كه جابر در همان قرن مؤلف ( احتمالا ابن رشد ) مىزيسته است ؛ بنابراين ، به احتمال بسيار جابر در نيمهء اوّل قرن ششم مىزيسته است . افسانههايى دربارهء ارتباط جابر با سويل وجود دارد كه نادرستى آنها به اثبات رسيده است . مثلا اينكه وى سازندهء برج زرين و منارهء خير الدا - كه امروزه جزئى از كليساى جامع سويل است - بوده و از اين مناره براى رصدهاى نجومى استفاده مىكرده است . خطاى معمول ديگر اين بود كه تصور مىشد واژهء
--> ( 1 ) . دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ماده ابو الصلت .