على زمانى قمشه اى
287
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
اسطرلاب ، شمار اخترشناسانى كه به پژوهش و تأليف دربارهء اين ابزار اهتمام مىورزيدهاند ، چندان زياد نبوده ، و در نتيجه رسائل چندانى هم در اين زمينه نوشته نشده است ، درحالىكه طى دوران شكوفايى دانش نجوم در سرزمينهاى اسلامى ، صدها رساله دربارهء اسطرلاب تأليف شد . شمار آنچه از اين رسالهها بهجا مانده ، از 200 متجاوز است كه بيشتر آنها نيز مورد بررسى قرار نگرفتهاند . كهنترين رسالههاى كه در جهان اسلام دربارهء اسطرلاب نوشته شده ، الجامع فى الاسطرلاب علما و عملا نام دارد و به جابر بن حيان منسوب است . ابن مشاط سرقسطى ( سدهء 5 ق / 11 م ) اين رساله را كه گويا شامل هزار مسأله بوده ، در قاهره ديده ، و آن را بىهمانند يافته است . جملاتى از اين رساله در غاية الحكيم منسوب به مجريطى نقل شده است . اينك مهمترين آثارى كه در اين زمينه نوشته شده است ، ياد مىشود : 1 . العمل بالاسطرلاب ، يا صنعة الاسطرلاب و العمل به ، از ماشاءالله يهودى ، چنانكه پيشتر اشاره شد ، اصل عربى آن از ميان رفته ، امّا ترجمهء لاتين آن باقى مانده است . اين ترجمه در سدههاى ميانه در اروپا بسيار متداول و مورد توجه بوده است . در حدود 200 نسخهء خطى از اين ترجمه در دست است و از 1503 تا 1583 م چندين بار به چاپ رسيده است ؛ امّا بهرغم اهميت و شهرت بسيارى كه داشته ، بررسى قابل توجهى دربارهء آن صورت نگرفته است . 2 . العمل بالاسطرلاب المسطح ، از ابراهيم بن حبيب فزارى . 3 . العمل بالاسطرلاب ، از محمد بن موسى خوارزمى . ويدمان بخشى از اين رساله را كه تصور مىشد از ميان رفته باشد ، در ميان نسخههاى خطى برلين يافت و به آلمانى ترجمه كرد .