على زمانى قمشه اى
285
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
مختصات آنها از نيمكرهء جنوبى لازم است ، با اسطرلابهايى كه در نيمكرهء شمالى بهكارمىروند ، تفاوتهايى در ساختمان عنكبوت و صفيحهها ، شامل جا به جايى در مدارهاى رأس السرطان و رأس الجدى ، و نيز در تصوير دواير ارتفاع ( مقنطرات ) دارند ؛ درحالىكه در اسطرلابهاى يادشده ، اين تفاوتها از ميان برداشته شده است . در مورد اسطرلابهاى زورقى كه به ابتكار ابو سعيد سجزى ساخته شده است ، يك ويژگى مهم ديگر نيز جلب توجه مىكند . بيرونى كه خود نمونهاى از اين اسطرلاب را ديده است ، پس از ستايش آن و سازندهاش گويد : « اين اسطرلاب بر پايهء اعتقاد برخى اهل نظر كه حركت كلى مرئى را از آن زمين ، و از غرب به شرق مىدانند ، ساخته شده است » . وى مىافزايد : هندسهدانان و فلكشناسان در رد اين نظر سخنى ندارند و استدلال در نقض اين اعتقاد موكول به فلاسفهء طبيعى است . اين ظاهرا نخستين كاربرد نظريهء حركت وضعى زمين در ميان اخترشناسان مسلمان است . مراكشى 3 قرن پس از سجزى و دو قرن پس از بيرونى اين نظر را با قاطعيت رد مىكند و به ابن سينا و رازى استناد مىورزد . متأسفانه ، چون از انواع يادشده نمونهاى باقى نمانده است ، هيچگونه داورى علمى دربارهء آنها ممكن نيست . تأليفات در زمينهء اسطرلاب : آگاهى از آثارى كه پيش از اسلام دربارهء اسطرلاب نوشته شده ، بسيار اندك است . بطلميوس در كتاب پنجم مجسطى بخش كوتاهى با عنوان « دربارهء ساختمان اسطرلاب » آورده است كه چنانكه گفتيم ، در حقيقت به ذات الحلق مربوط مىشود ؛ امّا در منابع اسلامى كتابى مستقل دربارهء اسطرلاب نيز به وى نسبت داده شده كه مورد توجه مؤلفان كتابهاى تاريخ علم قرار گرفته است . يعقوبى از اثرى در اين زمينه نام مىبرد كه