على زمانى قمشه اى
241
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
خود همواره از منتقدان آن بود ) و نيز پژوهشهاى وى دربارهء تاريخ ، آداب و رسوم ملل مختلف ، از بارزترين نمونههاى اينگونه تحقيقات بشمار مىرود ، بررسى آثار مختلف وى در نجوم ، طب و ساير رشتهها حاكى از آن است كه او از نظر شيوه پژوهش بسيار پيش از روزگار خود و كموبيش همانند شيوه دانشمندان اروپايى عصر نوزايى بود . تمايل وى به دقت و مشاهده در كنار احتمال راه يافتن خطاهاى هرچند كوچك در محاسبات پيچيده ، وى را برآن وامىداشت تا روشهايى را كه از راه آزمايش مستقيما به نتيجه مىرسد ، بر روشهاى نظرى مبتنى بر محاسبه برترى دهد . او در الجماهير با تكيه بر آزمايشهايى كه شيوه علمى در آنها كاملا رعايت شده است ، دو باور عاميانه را كه حتى به آثار علمى راه يافته ، ردّ مىكند ، نخست سمّى بودن الماس را كه با خوراندن آن به سگى مىآزمايد و مىافزايد كه چه در آن هنگام و چه بعدها نشانى از مسموميّت در آن سگ ديده نشد ، و سپس درباره نظريه بسيار شايعى كه برخى منابع حتى به ارسطو نسبت دادهاند كه اگر مار به زمرد بنگرد چشمانش ضعيف يا كور مىشود مىگويد : در سنجش اين سخن ، از انداختن طوق زمردنشان بر گردن مار گرفته ، تا حركت دادن رشتهاى از دانههاى زمرد در جلو چشمانش و . . . چندان كوشيدم كه كسى را ياراى فرارفتن از آن نيست و اين كار را 9 ماه تمام در سرما و گرما آزمودم و تنها مانده بود كه زمر را چون سرمه به چشمانش بكشم امّا اين كارها اگر تيزى چشم مار را بيشتر نكرد ، چيزى از بينائيش كم نكرد . بيرونى در آزمايش و سنجش مواد كانىها همچون طلا ، جيوه ، آهن ، مرواريد ، كهربا و . . . چون موفّق آزمايش كرد كه نتايج آنها در تعيين وزن