على زمانى قمشه اى

200

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

سارتن ، وى را بزرگ‌ترين نماينده روح تجربى در سده‌هاى ميانه خوانده است . ماتياس شرام ، استعداد نبوغ‌آميز ابن هيثم را در رياضيات مىستايد ، و در شرح ابن هيثم بر مجسطى ، و نيز حلّ الشكوك فى كتاب المجسطى ، بر مطالبى كه براى ارزيابى ابن هيثم به‌عنوان رياضىدان مناسب يافته ، تأكيد ورزيده است ، همو ، پژوهش‌هاى ابن هيثم در نورشناسى را نيز گواه بر استعداد فوق‌العاده وى در رياضيات مىشمارد ، به گفته وى گرچه ابن هيثم همان گونه كه در شرح سلوك علمى خويش آورده ، نخست پيرو ارسطو بوده است ، اما پژوهش‌هاى وى در علوم دقيقه و تعمّق او در فلسفه و رياضيات موجب شد كه از عقيده نخستين برگردد و بدين‌سان ، شيوه علمى ابن هيثم ، از اعتبار جزمى ارسطو كاست . ابن هيثم مبتكر روش‌هاى تجربى است و آزمايش علمى به‌عنوان يكى از وسائل سيستماتيك كار ، دستاورد ابن هيثم است ، تحول جهش‌وار نورشناسى در آثار مربوط به « مكتب اكسفورد » تا حدود زيادى مرهون آشنايى با منابع عربى و به‌ويژه آثار ابن هيثم بوده است . شرام ، با بررسى تفصيلى 3 اثر از ابن هيثم يعنى ، ضوء القمر ، المناظر و هيئة العالم بر آن است كه ابن هيثم كوشيده است ميان طبيعيات ارسطويى از يك‌سو ، و رياضيات به‌كاررفته در ستاره‌شناسى و نورشناسى كهن ، پيوندى برقرار سازد ، و اين تلاش به‌ويژه در 3 كتاب يادشده نمونه‌وار است . راجر بيكن ، دانشمند انگليسى سده 13 م در تحقيقات علمى خويش از نتايج پژوهش‌ها و آزمايش‌هاى ابن هيثم استفاده كرده است ، كاربرد رياضيات در پژوهش‌هاى مربوط به علوم طبيعى ، از جمله شيوه‌هايى است كه راجر بيكن را پايه‌گذار آن مىشناسند ، درحالىكه استفاده از رياضيات در دانش‌هاى طبيعى