على زمانى قمشه اى
196
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
ماهر بود و خاصه در قوانين نظرى و امور كلى پزشكى دستى قوى داشت ، ولى به طبابت نپرداخت . بيكن گفته است : « كندى و حسن بن هيثم با بطلميوس در صفّ مقدّم هستند ، چنانكه بيهقى نيز او را بطلميوس ثانى لقب داده و از زهد و ديندارى او ياد كرده است . از ميان شاگردان ابن هيثم دو تن را مىشناسيم : « ابو الوفاء مبشّر بن فاتك » ، دانشمند مشهور مصرى كه نزد ابن هيثم به تحصيل رياضى پرداخت ، و يكى از بزرگان سمنان به نام سرخاب ( سهراب ) كه 3 سال نزد او شاگردى كرد ، و استاد هر ماه 100 دينار از او مىگرفت ، امّا چون درس به انجام رسيد ، ابن هيثم همه آنچه را كه گرفته بود به سرخاب بازپس داد و يادآور شد كه مراد او از اين كار آزمايش خلوص شاگرد در دانشاندوزى بوده است . ابن هيثم به زبان عربى مسلط بود و خطى خوش داشت ، كتابهايى كه وى استنساخ مىكرد گذشته از خط خوش از دقت علمى خوبى نيز برخوردار بود و طالبان اين كتابها مبالغ زيادى در ازاى آن مىپرداختند . آثار : ابن هيثم در رسالهء « علوم الاوائل » آثار خود را تا سال 417 ق 70 رساله برشمرده ( 25 اثر در رياضيات ، 44 اثر در طبيعيات و الهيات ، و يك اثر در علوم اوايل ) و گويا اينها بهجز رسائلى بوده كه مردم اهواز و بصره از او در دست داشتند . ابن ابى اصيبعه نام آثار ديگر او را تا آخر سال 429 ق / 1038 م گرد آورده و همه 92 اثر را تقريبا به ترتيب زمانى مرتّب كرده است ، برخى از مقالات و رسائل ابن هيثم از يك سدهء پيش به اين طرف توسط محقّقان مسلمان و اروپايى تجزيه و تحليل و ترجمه و منتشر شده است .