على زمانى قمشه اى

166

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

4 . ابو زيد عبد الرحمن بن سيّد ، معاصر زرقالى ، نيز از برجسته‌ترين ستاره‌شناسان آن عصر بود « يوسف المؤتمن » امير سرقسطه رساله‌اى با عنوان « الاستكمال » در رياضيات نوشت كه سخت تحسين شد . 5 . ابو الصلت منجم اندلسى نيز آثار در حساب ، هندسه ، ساختمان و طرز كار اسطرلاب از خود بر جاى نهاد ، برخى ابيات ابو الصلت بر بىاعتقادى او به احكام نجوم حكايت دارد . از منتقدان هيئت بطلميوسى ، جابر بن افلح و ابن باجه بودند ، جابر در اصلاح المجسطى يا كتاب فى الهيئة ، شديدا به هيئت بطلميوس حمله كرد ، امّا خود نظريه بهترى ارائه نكرد . 6 - 7 . ابن طفيل و شاگردش بطروجى گرايش‌هاى ضد بطلميوسى ابن باجه و جابر بن افلح را تشديد كردند ، بعدها نظريه حركت لولبى ( مارپيچى ) بطروجى ارزنده‌ترين تلاش دانشمندان اندلس براى تصحيح آراء بطلميوس بود كه ابن سمعون پس از مهاجرت به مصر آراء ضد بطلميوسى اندلسىها را به شرق جهان اسلام شناساندند . ابن ميمون در دلالة الحائرين از آراء ابن باجه سخن گفت و مانند جابر در اينكه مريخ و زهره به خورشيد نزديك‌تر از زمين باشند ترديد كرد . 9 . ابن ياسمين رياضىدان مسلمان بربرى نسب اشبيلى نيز « الارجوزة الياسمينية » را در جبر نوشت . 10 . در حدود سدهء 7 ق / 13 م ابن بدر بلنسى در اسپانيا برآمد ، او در كتاب اختصار الجبر المقابله مطالب بسيارى را از الجبر و المقابلهء ابو كامل نقل كرده است كه البتّه برخى از آنها را نمىتوان در كتاب وى يافت . 11 . يعيش بن ابراهيم اموى نيز در رساله مراسم الانتساب فى معالم