على زمانى قمشه اى

129

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

شيعيان بر جنازه‌اش نماز بخواند و كفن و دفنش نمايد و سيف الدوله به طور ناشناخته و در لباس مبدّل به وصيت او عمل كرد ، از طرف ديگر فارابى وقتى اوصاف رئيس مدينه فاضله را برمىشمرد ، خصوصياتى كه در طريقهء شيعه مورد توجه است و امام معصوم بايد آنها را داشته باشد برمىشمرد ، مثلا رئيس مدينه فاضله بايد مقرون به وحى باشد و از قوّه‌اى كه به‌وسيله وحى رسيده استنباط كند . دكتر فروخ به اين نكته توجه كرده مىگويد : فارابى براى رئيس مدينه فاضلهء خود شرايطى پيشنهاد كرده است كه با آنچه كه شيعه در مورد امام قائل‌اند تطبيق مىنمايد ، افزون بر اين فارابى رئيس مدينه فاضله را به « قلب » و ساير مردم را به اعضاى خدمتگزار قلب تشبيه كرده است ، و نظر او مطابق است با آنچه هشام بن الحكم در مناظرات خود با عمرو بن عبيد معتزلى در مورد امام تقرير كرده است ، ساير عقايد او نيز به مذهب شيعه ( همچون امر بين الامرين در جبر و اختيار و . . . ) به‌خوبى روشن است ، صاحب « الذريعة » او را در شمار مؤلفان شيعه آورده و تأليفات او را نام برده است . فارابى در فلسفه و منطق تحت تأثير ارسطو بوده و گاهى مجذوب آراء فلسفى افلاطون ( مثل فلسفه سياسى افلاطون و مدينه فاضله ) قرار گرفته و سعى كرده بين آنها و بين شريعت و وحى جمع كند ، و جمع بسيارى از دانشمندان اروپا تحت تأثير او قرار گرفتند از جمله در قرون وسطى راهب فرانسوى « دومينيكى » و « برنوس » ، « گنوس » و « رونالد كرمونى » و « دومينيكوس » رئيس اسقف‌هاى ساگونى است . تأثير فارابى در فرانسه بيشتر از جاهاى ديگر بوده است ، و از كوششى كه راهبان مدرسه « شارتر » از قرن 12 ميلادى كردند و در مقام آن شدند كه بين فلسفه