حسن مرسلوند

80

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

همه را بدفعال و بداخلاق * همه را لوس و بدادا كردى باطنى ناپسند و ناهنجار * ظاهرى شيك و خوش‌نما كردى خصم آبا نمودى ابنا را * نوه را دشمن نيا كردى محو آداب ملى از همه قسم * نشر آداب ناروا كردى حكم دادى به ترك شال و قبا * نسخ عمّامه و عبا كردى جاگزين قبا و شال و كلاه * كت و شلوار و سابقا كردى هركه پوشيد و بست شال و قبا * پيرهن بر تنش قبا كردى حسن اين‌ها و عيب آنها را * كشف و تحقيق از كجا كردى ؟ صرف تبديل جامه چندين بار * هستى مردم از جفا كردى غرض از اين تظاهرات چه بود * تو كه بىچون و بىچرا كردى چه شد آن اقتدار و صولت و فرّ * وانچه ابراز كبريا كردى همه آنها براى ملت بود * پزفروشى فقط به ما كردى پس چرا وقت جنگ با دشمن * ترك آن صولت و صلا كردى اولين وهله كز تلافى خصم * وحشت از سوى ملتقا كردى حكم ترك مقاومت دادى * غزل جيم را ادا كردى نه ز تو بيخ آشنايان باك * نه ز بيگانگان حيا كردى چه شد آن پولها كه از مردم * جمع از بهر باشگا كردى چند طيّاره باشگاه خريد * تو خود آماده چند تا كردى شهرها چون شدند بمباران * چند طياره بر هوا كردى چند طياره سرنگون از روس * چند تا ز انگليسها كردى چه شد آن تانكها كه هرساله * زينت جشن كودتا كردى چه شد آن تير و تيغ و توپ و تفنگ * چه به آن ارتش و قوا كردى همه اين‌ها براى داخله بود * فقط اين‌ها به رغم ما كردى تانك را ز اجنبى خريدارى * بهر سركوب آشنا كردى تيغها را فقط به فرق خودى * آشنا از ره جفا كردى