حسن مرسلوند

484

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

نمايندگان سويت روسيه به ايران وارد شدند به اين عنوان كه با ما كمك كنند تا انگليسها را كه دشمن مشتركمان مىباشد ، از ايران بيرون كنيم و دست خائنين و مستبدين را كوتاه نماييم و اين مساعدت را چنانچه مىدانيد مطابق موافقت‌نامه به دو چيز منحصر نموديم ، يكى آنكه از روسيه به ما اسلحه داده شود و در عوض قيمت [ آن را ] بگيرند ؛ دوم ، نفرات به قدرى كه ما تعيين مىكنيم و بخواهيم . دادن اسلحه را قبول [ كردند ] ولى گرفتن قيمت را قبول نكردند . چند روزى از امضاى قرارداد نگذشت كه زمزمه‌هاى ديگرى شروع شد ، يعنى به نام جمعيت عدالت مهيا شدند با عدم سابقه و اطلاع از روحيهء ايرانى زمام انقلاب را به دست بگيرند . معايب اين كار را گفتم ، به تصديق همه از اقداماتشان جلوگيرى شد . دوسه روزى گذشت ، همان عده به نام جوانان كمونيست با دستور حمايت ابو كف كه اكثر اين اختلافات از وجود وى ناشى مىشود ، در رشت و انزلى مشغول اقدام شدند ، در صورتى كه به دلايل عقلى و حسى ثابت كرده بودم كه امروز در ايران هيچ‌گونه مرام افراطى داراى اثر نيست و سياست سويت روسيه را از بين مىبرد ، به دشمن قوت مىدهد و مردم را مىشوراند ، چنان‌كه شورانيده است ، بايد صبر كرد و به تدريج آمال حقه را رسوخ داد . با اين حال حرص و خودسرى و رياست‌طلبى ابو كف ، عده‌اى را محرك شد كه همهء اين حقايق و نصايح را فراموش كنند . در آغاز كار به همهء ادارات دخالت كردند . به دواير جمهورى دست گذاشتند و به شوراى انقلاب دستور غير قانونى دادند . به اموال مردم تعرّض نموده ، قدم‌هاى تند انقلاب را با اين حركات ناشيانه سست كردند در حالتى كه در منجيل و طارم و ديلمان اشتغال به جنگ داشتيم ، آنها در رشت و انزلى به تهيهء مفسده پرداختند . بدون اطلاع حكومت فردى را به نام كمك ميدان جنگ و دار نموده و با همان عده به ما تاختند . من ديدم اگر در رشت بمانم بايستى با آنها بجنگم ، زيرا طمع رياست و غارت آنها مانع از درك حقيقت است و چون معايب جنگ داخلى را مىدانستم بالضروره از شهر خارج شدم . حكومت نيز به همين نظر شهر را تخليه كرد . رفقاى شما به اين اندازه قانع نشده به تعاقب ما آمدند و در پسيخان به عده‌اى از مجاهدين ، بىخبر حمله كردند . چنان‌كه در انزلى نيز همين عمل را انجام داده ، چند نفر را كشتند و چند نفر ديگر را اسير كردند . قوايى را كه در منجيل سرگرم جنگ با دشمن بود و به پشت جبههء دشمن فشار مىآورد ، متفرق [ كردند ] . افرادى را كه در ارزاق كار مىكردند ، اسيروار در شهر گردش داده ، به چپاول ارزاق دست زدند . به فومن و صومعه‌سرا هجوم [ بردند ] تا بلكه اعضاى حكومت و شخص مرا دستگير و با دستگيرى اين جمعيت هرگونه اعتراض را خفه كنند و تازه بعد از همهء اين اقدامات ، نام پسيخان و صومعه‌سرا و انزلى را فرونت گذاشته‌اند ! از شما مىپرسم آيا نقاط مزبور فرونت بود ؟ و بعد از اين هم هر قدمى كه برمىدارند يك چنين اعلاميّه‌هاى دروغ منتشر خواهند ساخت ؟ من كه مىدانستم توسل به اين اقدامات ازآن‌جهت كه بينمان جنگ درگير شود و به اين دستاويز به عملياتشان صورت صحت بدهند ، جا خالى نموده و عقب