حسن مرسلوند

482

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

ميان شما رخنه نموده و اين‌گونه حوادث را به وجود آورده‌اند . در عالم برادرى به شما نصيحت مىكنم كه اين اقدامات بىرويّه ، شما را در ميان دوست و دشمن لكّه‌دار خواهد نمود و در ايران مورد تنفّر واقع مىشويد ؛ گرچه بعضى از كوته‌نظران يا عناصر مفسد ممكن است چنين جلوه دهند كه براى عمليات غير منتظرهء شما و فشارهايى كه وارد مىكنيد ، به انگليس و دولت ايران كه دشمنان ما و شما هستند روى آورده ، به ضدّ شما داخل مذاكره خواهيم شد ؛ اما هرگز چنين امرى به وقوع نخواهد پيوست و به شما صريحا مىگوييم هر قدر از شما خلاف انتظار و فشار ديده شود و به ما خصمانه هجوم كنيد ، حتى اگر براى شدّت تضييقات ما را مجبور به دفاع هم بكنيد با همهء اين مراتب محال است به دشمنان توجه كنيم و از آنها كمك بخواهيم . تيرهاى شما را از مهربانيهاى دشمن خريدارتريم ؛ ولى در عالم برادرى از شما تقاضا داريم ما را در گوشهء جنگل به حال خودمان واگذاريد و مجبورمان نكنيد كه با شما در حال كدورت باشيم و عمليات بىرويه‌تان را به دنيا اعلام كنيم . در پايان از شما متوقعيم با اهالى از در مهربانى درآييد و آنها را مطمئن كنيد ؛ زيرا هنوز اول كار است و كدورت مردم اقدامات شما را در ساير نقاط بىنتيجه خواهد گذاشت . ب - پاسخ مديوانى به ميرزا كوچك خان به تاريخ 18 ذىالقعدهء 1338 : جناب ميرزا كوچك خان ! رقيمهء مورخ 15 شهر جارى رسيد . جوابا تصديع مىدهد : قبل از پيش‌آمدهاى اخير كه علت بزرگ آن خودتان بوديد و شهر را بىسرپرست گذاشته ، به جنگل رفتيد ، ميرزا اسماعيل همشيره‌زادهء شما مراجعت سيصد نفر فدايى روس و پانصد نفر مجاهد ايرانى را كه با وسائل و افزار جنگى به انزلى آورده بودم [ را ] به بادكوبه تأكيد مىنمود . در اين خصوص به شما نامه نوشتم ، متأسفانه جواب نرسيد . ناچار به ملاقات ميرزا اسماعيل شدم . مشار اليه دو روز مرا براى جواب نامه و ملاقاتمان معطل كرد كه بىنهايت اسباب تحيّر و تعجّب بود . آيا براى پيشرفت انقلاب و خارج نمودن دشمن ، قوا و لوازم جنگى لازم نيست ؟ از اين رفتار تعجب‌آورتان معلوم مىشود سركار در پيشرفت انقلاب و اخراج دشمن ، قائل به مسامحه هستند . به علاوه وجوهى كه از مردم گرفته شد معلوم نيست به كجاها صرف شده است . مهماتى كه رفقا از روسيه آورده ، به هركجا كه خواسته‌ايد حمل نموده‌ايد . زمام امور را تنها در دست شخص خود گرفته و با هيچ‌يك از رفقاى قديم خود ( احسان الله و خالو قربان ) كه در كليّهء زحمات با سركار شريك تضييقات بوده‌اند ، مشورت نكرده و آنان را بالاخره از روش و رفتارتان متنفّر ساخته‌ايد كه اجبارا از شما دورى جسته‌اند و شما اطرافيان خود را از عناصر خودپرست و ضد انقلاب جمع نموده نتيجتا با وجود مهيا بودن همه نوع وسائل ، براى حمله به دشمن دو ماه در رشت نشسته حركتى ننموده‌ايد . آنچه مهمات از