حسن مرسلوند

375

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

غير ما مردم كه نار جهلمان افروخته * تا به اكنون كى در بيت المقدس سوخته اين وطن در حال نزع و خصمش اندر پيش و پس * وه چه حال نزع كور اينست بيش از يك‌نفس داروى او اتّحاد و همّت ما هست و بس * ليك اين فريادها را كى بود فريادرس اى هواخواهان ايران نوبت مردانگى است * پاى غير آمد ميان نى وقت جنگ خانگى است تا كه در ايران ز قانون اساسى هست نام * تا دهد مشروطه آزادى به خيل خاص و عام تا ز ظالم مىنمايد عدل سلب احترام * هر زمان اين شعر مىگويم پى ختم كلام مجلس شوراى ايران تا ابد پاينده باد * خسرو مشروطهء ما تا قيامت زنده باد خود تو مىدانى نيم از شاعران چاپلوس * كز براى سيم بنمايم كسى را پاىبوس يا رسانم چرخ ريسى را به چرخ آبنوس * من نمىگويم تويى درگاه هيجا همچو طوس ليك گويم گر به قانون مجرى قانون شوى * بهمن و كيخسرو جمشيد و افريدون شوى