حسن مرسلوند
352
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
دستگير كردند . و بدينترتيب اين انديشه در نطفه خفه شد . لاهوتى سرانجام به تاجيكستان شوروى رفت و در آن شهر ساكن شد . نخست آموزگار دبستان شهر شد و سپس به عضويّت حزب كمونيست درآمد . پلههاى پيشرفت را يكى پس از ديگرى پيمود و به مشاغل بالايى دستيافت . مدّتى مأمور عمليات نظامى در مرزهاى چين و شوروى بود . در سال 1935 م / 1314 خ به نمايندگى از طرف آزادىخواهان آسياى مركزى و اعضاى آكادمى تاجيكستان ، كنگرهاى به نام كنگرهء دفاع از تمدن ، براى مبارزه بر ضد فاشيسم و جنگ در پاريس تشكيل داد كه سخت مورد توجه محافل سياسى قرار گرفت . در همان سال در هفتمين كنگرهء بين المللى كمونيسم در پاريس شركت كرد . از سال 1914 م / 1320 خ به تاشكند رفت و دو سال در آنجا و استالينآباد بسر برد و چندبار به مرز ايران رفت و آمد كرد و هنگام شورش سالار به خراسان رفت . لاهوتى در ماه ژوئن 1947 م / 1326 خ به رياست افتخارى آكادمى علوم تاجيكستان رسيد و تآتر بزرگ دراماتيك تاجيكستان در شهر خجند به نام او شد . مدّتى رئيس تشريفات ، و كارش پذيرايى از ميهمانان خارجىيى بود كه از كشور شوروى ديدن مىكردند . چندى هم وزير فرهنگ تاجيكستان شد و مدّتى نيز استاد دانشكدههاى شرقشناسى و آموزگار زبان فارسى در دانشگاه مسكو بود . لاهوتى در سالهاى آخر عمر از تاجيكستان به مسكو رفت . در مسكو اشعارى در توصيف نبوغ و عظمت شخصيت استالين سرود و همسرش كه يك شاعرهء روسى به نام سيسيل بانو بود ، غالبا اشعارش را ترجمه مىكرد و اين اشعار به نظر استالين مىرسيد به زودى لاهوتى مورد توجه استالين قرار گرفت و دستور داد معاونت ماكسيم گوركى را در انجمن نويسندگان شوروى به او بدهند . گوركى در آن هنگام بيشتر در ايتاليا بود و ادارهء جلسات انجمن برعهدهء لاهوتى بود . خود او مىگفت : « روسى را بد مىدانستم و جلسات را با اين زبان مغلوط نمىتوانستم اداره كنم و غالبا مىشنيدم كه نويسندگان شوروى مرا پرسوك يعنى ايرانيك مىخواندند و رياست مرا بر خود توهين مىشمردند . » احسان طبرى كه خود در آن سالها لاهوتى را در مسكو ملاقات كرده بود ، دربارهء بخشى از سرگذشت لاهوتى مىنويسد : « آن طورى كه لاهوتى براى ما حكايت مىكرد ، يكبار لاهوتى به كرملين احضار شد و شخص استالين به او بار داد . مولوتف هم كه در آن موقع