حسن مرسلوند
349
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
شرفخانه دستگير شدند و سپس كودتاچيان شبانه از روستاى تيل در چهارده كيلومترى شرفخانه بهسوى تبريز به راه افتادند . سر راه خود همهء سيمهاى تلگراف و تلفن را بريدند و با همهء سردى هوا و دشوارى راه و برف سنگين ، يكشبه چهارده فرسنگ راه پيمودند و خودشان را به بيرون شهر تبريز رساندند و بامداد روز يكم بهمنماه با تيراندازى و هياهو به شهر تبريز پا نهادند . قزاقهاى مستقر در تبريز به دستور مخبر السلطنه از درگيرى و نبرد پرهيز كردند و نيروى ششصدنفرهء خالو قربان هم كه در حقيقت تنها نگهبان شهر بود ، به كودتاكنندگان پيوست . شهر به دست لاهوتى افتاد . سرتيپزاده رهبر حزب دموكرات رئيس نظميّه شد و مخبر السلطنهء هدايت دستگير و زندانى و در تبريز حكومت نظامى اعلام شد . لاهوتى به آرامش شهر دلبستگى نشان مىداد و در اعلاميّههايى كه پيوسته منتشر مىكرد ، از نيروهاى زير فرمانش مىخواست كه نسبت به مردم خوشرفتار و مهربان باشند 73 . لاهوتى با دستگيرشدگان ، به ويژه با مخبر السلطنهء هدايت به خوبى رفتار كرد . حتى به مخبر السلطنه پيشنهاد رياست جمهورى كرد كه مخبر السلطنه به خاطر اعتقاد نداشتن به رژيم جمهورى از پذيرفتن اين پيشنهاد سرباز زد . كار كودتاى لاهوتى به درازا نكشيد و پس از چند روز ، نخست با قزاقهاى اردبيل و سپس با نيروهاى سرتيپ حبيب الله خان شيبانى درگير شد و شكست سختى خورد . دربارهء علل شكست قيام لاهوتى تقريبا همهء مورخين و گزارشنويسان معتقدند كه اين شكست به دليل عدم كفايت و لياقت لاهوتى پيش آمد . لاهوتى به همراه گروهى مسلح در هشتم بهمنماه 1300 خورشيدى از راه جلفا به خاك قفقاز پناه برد . در قفقاز سلاحهايشان را پس از چندى تحويل دادند و در شهر باكو به زندگى روزمره پرداختند . مدّتى به نخجوان رفت و در آن سامان به تبليغ مرام كمونيستى پرداخت كه اين امر مورد اعتراض مسلمين و امام جمعهء نخجوان قرار گرفت . ناچار به باكو مراجعت كرد و به فكر كودتاى مجدد در ايران افتاد . در ارديبهشت 1301 خورشيدى يكى از ياران همراه خود به نام رحيم را به خوى فرستاد تا با مردم خوى و ساير شهرهاى آذربايجان براى مقدمهء كودتايى ديگر مذاكره كند ؛ اما نيروهاى دولتى ، رحيم و ساير همفكرانش را