حسن مرسلوند
299
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
رشت ، به امر كنسول روسيه در رشت ، به علت فعاليتهاى آزادىخواهانهاش از رشت به تهران تبعيد شد . در تهران نيز نتوانست با مجاهدين فاتح رابطهء خوبى برقرار كند و در نتيجه چندى در انزوا و خلوت بسر برد . پس او چندى ، دو نفر از مبلغين دولت عثمانى به نامهاى بهاء بيگ و روستنى بيگ به عنوان دعوت به اتّحاد اسلام وارد تهران شدند و با دموكراتها كه ابراز نارضايتى از دولت مىكردند وارد مذاكره شدند و جلساتى بر پا كردند . ميرزا كوچك خان سخت شيفتهء تئورى اتّحاد اسلام شد و با همين خيال به گيلان بازگشت . در جنگل مدّتى مخفيانه زيست و عدهاى را به دور خود جمع كرد . رفتهرفته بر تعداد يارانش افزوده شد و مردان جنگل شكل يك تشكيلات سياسى و نظامى را به خود گرفتند . شعار جنگلىها در ابتدا اين بود : « اخراج نيروهاى بيگانه ، برقرارى امنيت و رفع بىعدالتى ، مبارزه با خودكامگى و استبداد . » آنچه جنگلىها خود دربارهء مرام سياسى گروه جنگل بيان كردهاند چنين است : « ما قبل از هر چيز طرفدار استقلال مملكت ايرانيم ، استقلالى به تمام معنى كلمه يعنى بدون اندك مداخلهء هيچ دولت اجنبى ؛ اصلاحات اساسى مملكت و رفع فساد تشكيلات دولتى كه هرچه بر سر ايران آمده از فساد تشكيلات است ؛ ما طرفدار يگانگى عموم مسلمانانيم ، اين است نظريات ما كه تمام ايرانيان را دعوت به همصدايى كرده خواستار مساعدتيم . » 63 . جنبش جنگل در حقيقت ادامهء خيزش مشروطهخواهى ايران بود . جنگلىها عموما آزادىخواهانى بودند كه مىپنداشتند نهضت مشروطه به هدف خود نرسيد و ناكام ماند . رهبرى جنبش ، ميرزا كوچك خان جنگلى ، ناسيوناليستى بود كه با تكيه بر اعتقادات شيعى و ايمان كامل به مبانى مذهب اسلام پاى در راه نهاد . ميرزا كوچك خان ضمن داشتن اعتقادات ملّى مذهبى از همكارى با ساير گروهها و دستهها ابايى نداشت ؛ بهطورى كه در نهضت جنگل با كمونيستها نيز همكارى كرد و در كنگرهاى كه در سال 1299 خورشيدى در كما تشكيل شد ، رسما مشى آيندهء نهضت جنگل را روش اجتماعيّون و بر مبناى اصول سوسياليزم اعلام كرد . جنگلىها در ابتداى كار بارها با رشادت با قواى دولتى جنگيدند و با شكست و