حسن مرسلوند

292

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

است : ابو الكمال كمالى خدايگان سخن * به پيكر قلمت جاى كرده جان سخن اگرنه كلك تو طرح سخن درافكندى * بر اوفتادى از اين مملكت نشان سخن تويى كه طبع تو همواره ارمغان آرد * طبق‌طبق گل سورى به بوستان سخن ايرج ميرزا ، شاعر شوخ طبع ايرانى نيز در مثنوى بلند خود عارف‌نامه او را چنين ستوده است : چه مىفرمود آقاى كمالى * دموكرات ، انقلابى ، اعتدالى بديدم اصفهانى زير و هم روى * نديدم اصفهانى من بدين خوى اگر يك همچو او در اصفهان بود * يقينا اصفهان نصف جهان بود كمالى نيك خوى و مهربان است * كمالى در تن احباب ، جان است كمالى صاحب فضل و كمال است * كمالى مقتداى اهل حال است كمالى صاحب اخلاق باشد * كمالى در فتوّت طاق باشد كمالى را صفات اولياييست * كمالى در كمال بىرياييست كمالى در سخن‌سنجى وحيدست * و لو خود دستجردى هم نديدست كمالى در فن حكمت‌سرايى * بود همچون ملك در بىوفايى كمالى را كمالات است بىحدّ * نداند ليك چاى خوب از بد تميز چاى خوب و بد ندارد * و الّا هيچ نقصى خود ندارد اگر رفتى تو پيش از من به تهران * ز قول من سلامش كن فراوان بگو محروم ماندم از جنابت * نخواهم ديد ديگر جز به خوابت من و رفتن از اينجا باز تا رى * ميسّر كى شود هيهات و هىهى گر از سرچشمه تا سر تخت باشد * سفر با ضعف پيرى سخت باشد چو دورست از من آثار سلامت * فتد ديدار لاشك بر قيامت كمالى به موسيقى هم علاقهء بسيار داشت و از جوانى همواره با نوازندگان و هنرمندان بزرگ آمدوشد داشت . گاهى نيز اشعارى براى تلفيق با موسيقى و آهنگهاى مارش مىسرود . ميرزا حسينقلى ، درويش خان ، سيد عبد الرحيم و سيد حسين طاهرزادهء آوازه‌خوان