حسن مرسلوند
281
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
اى جامهء پرهيز تو از گرد خطا دور * وى دامن تقواى تو چون دامن گل پاك * * * اى خاك كف پاى تو در چشم تر ما * رفتى و ز اندوه تو شد خون جگر ما هرگز نشود شسته به خونابهء مژگان * خاكى كه فلك ريخت ز داغت به سر ما اى مرغ بهشتى تو از اين باغ چو رفتى * بشكست ز بيداد فلك بالوپر ما در ديدهء ما گشت جهان تيرهتر از شب * تا چهرهء معصوم تو رفت از نظر ما آن شمع كه شب تا به سحر سوخته داند * حال دل ما را به شب بىسحر ما افسوس كه رفت از كف ما دامن پاكت * اى جان محبان همه شمع سر خاكت م : مجيد كفايى ، عبد الحسين . مرگى در نور .