حسن مرسلوند

17

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

ناقص كرده‌ام و نيمهء راست بدنم مفلوج شد و عصايى به دست گرفته لنگ لنگان راه مىرفت ، بسيار متأسف شديم كه درين وقت كه موقع ثمر رسيدن زحمات كمال الملك است بيچاره از كار افتاده و وجودش عاطل شده است . چند سال بر اين منوال بود تا مظفر الدّين شاه در گذشت و دورهء محمد على شاه هم سپرى گشت و متوجه شديم كه كمال الملك سالم است و كار مىكند . خوشوقت شديم و شكر گفتيم كه فالج شفا يافته است . خنديد و گفت اصلا دروغ و تمارض بود ، سبب اينكه طبيعت لغو مظفر الدّين شاه مىخواست مرا به كارهايى كه شايستهء قلم من نبود وادارد . . . » به هنگام خيزش مشروطه‌خواهى در ايران ، به مشروطه گراييد و مشروطه را با طبع آزادمنش خويش سازگار يافت . پس از مشروطه و در زمان سلطنت احمد شاه قاجار ، هنگامى كه مستوفى الممالك رئيس الوزراء بود و ابراهيم خان حكيم الملك وزير معارف ، به پيشنهاد حكيم الملك و تصويب مجلس شوراى ملى مدرسه‌اى به نام مدرسهء صنايع مستظرفه براى او ساختند و او در اين مدرسه علاوه بر اينكه شاگردان قابلى تربيت كرد ، چندين پردهء نفيس نقاشى نيز كشيد . عاقبت پس از چندين سال مديريّت و تدريس در مدرسهء صنايع مستظرفه ، در آنجا هم با مشكل مواجه شد و استعفا كرد 1 . كمال الملك پس از كنار رفتن از مدرسه ، به نيشابور رفت و ملكى تهيه كرد و تا آخر عمر در آنجا ماند . در سنين پيرى براثر حادثه‌اى يك چشم خود را از دست داد و براى معالجهء چشم ديگرش چندى به تهران آمد و پس از بهبودى به ملك خود در حسين‌آباد نيشابور بازگشت . كمال الملك در روز يكشنبه 27 مرداد 1319 در نيشابور درگذشت . كمال الملك هنرمندى با شخصيت ممتاز بود . با اينكه تنگدست بود تابلوهاى نقاشى خود را در اختيار دكتر قاسم غنى گذاشت تا در يكى از اتاق‌هاى مجلس شوراى ملى نگهدارى شود . بسيار بلندهمّت و مستغنى بود و حكايت‌هاى جالبى از جوانمردىهاى او هنوز بر سر زبانهاست . 2 سالشمار زندگانى هنرى كمال الملك چنين است 3 : 1299 قمرى - تابلو اردوى دولتى مستقر در سرخه حصار .