حسن مرسلوند

141

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

برچيده شد . از آنجايى كه لازم شد ايران از قواى انگليسى تخليه شود ، فرماندهان نظامى انگليس كه مىديدند پس از رفتن آنها از ايران ، پايتخت كشور و شهرهاى مهم شمال همگى به دست نيروهاى مسلح گيلان خواهد افتاد ، نقشهء جديدى كشيدند كه اساس و شالودهء آن انجام يك كودتاى نظامى در تهران بود . براى انجام اين كودتا ، لرد كرزن ، نصرت الدوله فيروز را انتخاب كرده بود و او كه در اروپا به سر مىبرد با دستورهاى كافى از اروپا به‌سوى ايران حركت كرد . نصرت الدوله به محض اينكه در ژانويهء 1921 از راه عراق وارد كرمانشاه شد ، تلگرافى به مستر نورمن وزير مختار بريتانيا در تهران مخابره و از او خواهش كرد از وقوع هر نوع تحوّل سياسى در پايتخت جلوگيرى كند تا وى به تهران برسد و ترتيب قطعى كارها را با سفارت انگليس بدهد . اما چنان كه تلگراف نورمن به لرد كرزن نشان مىدهد ، شاهزاده تاريخ ورود خود را به تهران دو بار پشت سر هم به تعويق انداخت . نورمن در تلگراف خود به لرد كرزن مىنويسد : « . . . نصرت الدوله از كرمانشاه تلگراف كرده و از من خواسته كه از بروز تغييرات و تحول اوضاع در تهران جلوگيرى كنم تا او از راه برسد و دربارهء تمام اين قضايا با فرصت و فراغت كامل با من صحبت كند . به حضرت و الا با تلگراف جواب دادم اين همان چيزى است كه خود نيز در راه تحقّقش مىكوشم . اما چيزى كه هست اوضاع با چنان سرعتى در حال تحول است كه ترديد دارم بتوانم جريان حوادث را متوقف سازم . لذا با كمال تأكيد از حضرت و الا خواهش كردم در رسيدن به تهران تسريع كنند . مع الوصف از آن تاريخ تاكنون حركتش را از كرمانشاه دوبار به تأخير انداخته است و حالا پيشنهاد مىكند كه روز 24 ژانويه از كرمانشاه حركت كند و سر راه هم چند روزى در كنگاور و همدان توقف نمايد . اين وضع مسافرت حضرت و الا ، با تأنى و آهستگى ، خود نشان مىدهد كه در اين مملكت چقدر مشكل است ، حتى فهميده‌ترين رجال ايرانى را به ارزش وقت آگاه ساخت . از لحن صحبت‌هاى برادرش سالار لشكر چنين استنباط مىكنم كه نصرت الدوله مايل نيست وارد كابينهء سپهدار رشتى گردد زيرا عقيده دارد كه اين كابينه عمر زيادى نخواهد كرد . شاهزاده ترجيح مىدهد همين شخص ، دوسه ماه ديگر بر سر كار بماند تا اينكه خودش پس از رسيدن به تهران ، بتواند هم آن احساس نفرت و سوءظن را كه مردم ايران