حسن مرسلوند
12
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
چيزهايى به شما مىگفت و همچنين در مورد عبد العلى سپهر » ، گفته است : « بر عليه دولت صحبتى نمىكرد . » در جواب سؤال ديگر كه پرسيدهاند : « تنقيد از راهآهن چه بوده و چه صحبتهايى مىكردند ، مبسوط عين صحبتها را بگوييد ، گفته است : « يكدفعه راجع به خط آهن بود كه گفته شد اين راهآهن به نفع عام نبوده است . ادارهء شهربانى از اول نظرش اين بود كه دست يك شخص بزرگى در اين پرونده باشد و هرچه التماس كردم كوشش نكنيد كه بنده را به اين و آن بچسبانيد . و الله بالله من با اشخاص بزرگ هيچ تماسى نداشتهام گفتند تو بنويس تو تبرئه مىشوى براى خودت نافع است . دستبند و پابند زده بودند و شلاق كه بايد بگويى و چند مرتبه به جوانشير گفتم مويى را طناب نكنيد كه آخر هيولايى درست كردند كه من از چنگش نمىتوانم بيرون بيايم . » ( در صفحهء اول تا سوم پروندهء دادرسى ارتش ) بعد از محكوميّت ، در جواب سؤال بازپرس كه استعلام كرده : « به طورى كه در دادگاه از مطالعهء حكم مستحضر شدهايد كه چه مجازاتى براى شما قائل شدهاند بهتر است در اين موقع كه حكم مجازات اعدام شما صادر شده اولا چنانچه نسبت به ستوان يكم رضا يزديان از روى غرض اظهار كرديد حقايق را بگوييد ؛ ثانيا نسبت به ملاقات سهام الدّين غفارى چه در منزل و چه در كلاس آنچه حقيقت امر است روشن و واضح بگوييد كه مورد احتياج دادگاه تجديد نظر خواهد بود . » ، گفته است : « خدا مىداند كه در موضوع رضا يزديان آنچه تا به حال چه در شهربانى و چه در دادرسى ارتش گفتهام صحيح و بدون خلاف و ذرهاى پس و پيش نبوده . حالا نمىدانم كه اين تشويقات و تبليغاتى كه از بنده نموده است از روى علاقمندى به ترقى و تعالى بنده و از روى دوستى بوده يا از روى حسد ؛ اما در قسمت غفارى خدا مىداند كه ايشان تنقيدى نه از دولت و از اوضاع دولتى مىنمود ، و نه از احدى مىنمود و حق شاهد است كه هميشه عمليات اعليحضرت همايونى را ستايش مىكرده و تعريف مىنموده و ما را در كلاس تشويق مىكرد كه حتى الامكان بايستى در اجراى نيّات ملوكانه ساعى و كوشا باشيد و راجع به راهآهن مىگفت راهآهن در هيچ جاى دنيا خرج و دخل نمىكند . در سر كلاس شاگردان را از بداخلاقى و مخصوصا از اعمال فحشاء نصيحت مىكرد و حالا اگر ادارهء شهربانى در نتيجهء گرفتن سه شب خواب و گرسنگى و بىرختخوابى و دستبندهاى شديد قپانى كه به دستهاى