حسن مرسلوند
77
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
رئيس الوزراء و وزير جنگ بود ، دوباره اسماعيل خان را تحت الحفظ به تهران آوردند و به كرمانشاه تبعيدش كردند . در همان سال ( 1303 خ ) دو پسر او عباس خان سهم الممالك و اسد الله خان هژير السلطان را در گرگان دستگير و به دستور سردار سپه در دهكدهء كلاك بين گرگان و بهشهر تيرباران كردند . اسماعيل خان سواد كوهى از اين عمل سردار سپه بسيار رنجيد و معتقد بود كه سردار سپه حق ولى نعمت خود را به جاى نياورده و حقناسپاسى كرده است . امير مؤيد داستانى را دربارهء خانوادهء سردار سپه نقل مىكرد كه اين داستان بعدها به سر زبانها افتاد و نقل مجالس شد . اين داستان حكايت از آن مىكرد كه امير مؤيّد سوادكوهى روزى براى سركشى به املاك شخصى و حوزهء مأموريت خود سواره در معيّت عدهاى از سواران ابواب جمعى مسافرت مىكرد . در بين جادهء سوادكوه و مازندران وقتى كه امير مؤيّد در حال عبور از رودخانهء كوچكى در كنار جنگل بود ، ناگهان صداى استغاثه و ضجه و نالهء زنى از داخل جنگل توجه او را جلب كرد . فورا براى كشف حقيقت سوارانى به داخل جنگل اعزام داشت . بعد از مدتى زنى غير دهاتى را با حالتى پريشان از جنگل بيرون آوردند . پس از اينكه امير مؤيد شخصا از او تحقيقات كرد ، معلوم شد كه همسر جديد داداش بيك است كه عيال ديگر و اولاد داداش بيك از غيبت و مسافرت مشار اليه كه به طهران آمده بود ( به طورى كه مىگويند داداش بيك فوت كرده بود ) سوءاستفاده كرده ، همسر جديد را اذيت و آزار مىكنند تا مجبور به سقط جنين شود . امير مؤيد از اين جريان فوقالعاده متأثّر شد و چون داداش بيك را كاملا مىشناخت و جزو قبيلهء خود و تحت امر خود مىدانست ، دستور داد بانوى نامبرده را به اندرون خود ببرند تا وضع حمل انجام شود . پس از صدور اين دستور و اعزام بانوى نامبرده به منزل و اندرون ، خود به مسافرت ادامه داد . بعد از مدتى كه از اين مسافرت مراجعت كرد ، متوجه شد كه آن زن وضع حمل كرده و پسرى به دنيا آورده و هنوز در اندرون اقامت دارد . اين نوزاد بعدها پهلوى اول شد . به اين دليل اسماعيل خان معتقد بود كه سردار سپه ولى نعمتزادگان خود را كشته است . ناگفته نماند كه امير مؤيّد سوادكوهى در دوران زندگانى خود يكى از گردنكشان و