حسن مرسلوند

61

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

تبعيدى ، مورد استقبال و لطف آيت‌الله حائرى قرار گرفته‌اند ؛ ولى او حاضر نشده به خاطر گشايش كار تبعيدىها ، وارد عالم سياست بشود و تلاشهاى سياسىاى را به خاطر آنان انجام بدهد . پس از رئيس‌الوزرايى سردار سپه و تصميم او به تغيير رژيم از سلطنت به جمهوريت رضا خان مصمم شد تا از پشتيبانى روحانيون ساكن قم به نفع جمهوريت بهره‌بردارى كند . علماء در قم گردهماييهايى تشكيل مىدادند و دربارهء تغيير نظام به بحث با يكديگر مىپرداختند . در يكى از اسناد امنيتى سفارت انگلستان در تهران چنين گزارشى به چشم مىخورد : « در اين هفته قرار است يك گردهمايى مذهبى تشكيل گردد كه در آن ملاها دربارهء طرز برخوردشان با مسألهء جمهورىگرى تصميم بگيرند و رئيس اين گردهمايى آقا شيخ عبد الكريم . . . خواهد بود . مأموران سرّى ملاهاى تهران و وليعهد نيز در آن گردهمايى حضور خواهند داشت . » بنا به گفتهء شيخ عبد الكريم حائرى ، در يكى از همان گردهماييهاى سرّى كه با حضور نائينى ، اصفهانى و حائرى تشكيل مىشد ، علما دربارهء موضع خويش در برابر جمهورىگرى گفتگوى زياد كردند و سرانجام تصميم گرفتند كه سردار سپه را قانع كنند كه خطرى از سوى احمد شاه نمىتواند براى كشور وجود داشته باشد ، زيرا طبق قانون اساسى ايران ، شاه از مسئوليت مبرّاست و شاه مشروطه از نيروى مطلق محروم مىباشد . امّا رويدادها و حوادث چنان به زيان سردار سپه تغيير كرد كه نه تنها او نتوانست جمهورى را پياده كند ، بلكه از آنجايى كه اين قضيه موجب خشم محافل آزاديخواه و عده‌اى از مردم شده بود ، و در مجلس و خيابانهاى اطراف با جمهورىگرى او مخالفتهاى خشونت‌آميزى شده بود ، ناچار كوشش كرد كه از علماى قم بخواهد كه در خواباندن غوغاى جمهورىگرى به او كمك كنند . سردار سپه در روز ششم فروردين 1303 به قم رفت و با آيت‌الله حائرى و آيت‌الله نائينى و آيت‌الله اصفهانى ديدار و مذاكره كرد . نتيجهء اين ملاقات ، تلگراف زير است كه در 12 فروردين‌ماه از طرف اصفهانى ، نائينى و حائرى خطاب به علماى ايران صادر گرديد :