حسن مرسلوند

45

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

از شهر يزد ، محفل توده‌اىها تشكيل مىشد و افراد مختلف با نصب شعارهاى توده‌اى بر بازوى خود ، مردم عامى را به بر پا كردن اجتماعات و تظاهرات تشويق مىنمودند و گاهى نيز از اين طريق خسارتهاى مالى هم به بار مىآوردند . از آن جمله روزى به منزل مرحوم حاج على اكبر ريسمانى كه يكى از نيكوكاران و بازرگانان خوشنام و موجه يزد بود ، هجوم بردند و اموال او را غارت كردند و به ظاهر غنايم به دست آورده را ميان خود تقسيم نمودند . واضح است كه فعاليتهاى تخريبى فريب‌خوردگان توده‌اى و تظاهرات و اجتماعات گوناگون آنان ، خانواده‌هاى يزدى را سخت به وحشت انداخته بود ، به ويژه اوليا ، بيش از اندازه نگران آيندهء فرزندان جوان خود بودند . شدّت نفوذ و توسعه فعاليت توده‌اىها عاقبت سبب شد تا ميهن‌پرستان يزدى به ميدان پيكار وارد شوند ، از جمله چند تن از دوستان بسيار بزرگوار و محترم من ، مانند مرحوم حسين كراوغلى ، مرحوم امير كراوغلى ، مرحوم غلامحسين عسكرى كامران و مرحوم گلشن ، با درايت و فداكارى به مبارزه‌اى بىامان بر ضد دسته‌هاى توده‌اى دست زدند و براى حصول اين مقصود مقدس و ايفاى اين وظيفه ملّى ، مرا نيز به همكارى دعوت كردند . من نيز كه پيوسته شور ميهن‌پرستى در سر داشتم ، دست از جان شسته و دل از خانمان كنده به گروه مجاهدان و مبارزان راه استقلال و آزادى پيوستم . نكته گفتنى و مهم آن بود كه بعضى از افراد توده‌اى با حمل سلاح كمرى و نصب شعار بر بازوان خود به عنوان مأمور انتظامات ، سعى داشتند بيشتر در مراكز كارگرى نفوذ كنند . بدين مناسبت من مأموريت يافتم كه با استقرار در كارخانهء اقبال يزد كه يكى از قديم‌ترين كارخانه‌هاى ريسندگى ايران است ، از وقوع هرگونه حادثه و ويرانى و آتش‌سوزى و تحريكات ضد ملّى ممانعت كنم . خوب به خاطر دارم كه در مراحل نخستين مبارزات آزادىخواهان يزدى چهل شبانه‌روز به‌طور مداوم در كارخانهء مزبور اقامت داشتم و با همكارى و معاضدت دوستان وفادار و مؤمن و وطن‌پرست خود ، هر بام تا شام و هر شام تا صبح به پاسدارى از اين مركز مهم كارگرى و اقتصادى اهتمام كردم . البتّه طى مدّتى كه توده‌اىها فعاليت شديد داشتند برخوردهاى سخت و مشاجرات و مضارباتى هم گاهى روى مىداد كه به هزيمت دسته‌هاى مخرب منتهى مىشد . شرح اين ماجراهاى غم‌انگيز و هولناك مفصل است و بيش از اين پرداختن به آن ضرورت ندارد . . . . »